درباره وبلاگ


این وبلاگ برای آگاهی اندشه جوانان نسبت به این زمانه است که دجال آخر الزمان چه چیزی است یا چه کسی است. قابل توجه خوانندگان عزیز این وبلاگ حقیر من این مطالب را گلچین وتعدادی را از سایت های جامع برداشته ام ومطالبی را از خود نوشته ام امیدوارم از این وبلاگ راضی باشید.
آخرین مطالب
پيوندها

تا ظهور
برای آگاهی جوانان این مرز و بوم




شعیب بن صالح نام شخصی است که بنابر روایات اسلامی در نزدیکی ظهور به عنوان فرمانده سپاه خراسان توسط سید خراسانی برگزیده می‌شود. بنابر بر روایات وی از اهالی سمرقند است.

علامه مجلسی در بحار الانوار آورده‌است که:

{{۶۵ - غط: روی حذلم بن بشیر قال: قلت لعلی بن الحسین: صف لی خروج المهدی وعرفنی دلائله وعلاماته فقال: یکون قبل خروجه خروج رجل یقال له عوف السلمی بأرض الجزیرة ویکون مأواه تکریت وقتله بمسجد دمشق ثم یکون خروج شعیب بن صالح من سمرقند ثم یخرج السفیانی الملعون من الوادی الیابس، وهو من ولد عتبة بن أبی سفیان، فإذا ظهر السفیانی اختفی المهدی ثم یخرج بعد ذلک.}}

در نسخه خطی ابن حماد از علی روایت شده‌است که گفته‌است:

وقتی سواران سفیانی به سوی کوفه رفتند، گروهی را در جستجوی اهل خراسان می‌فرستد و در این حال اهل خراسان به طلب مهدی بیرون می‌آیند آنگاه هاشمی با درفش‌های سیاه در حالیکه شعیب بن صالح در پیشاپیش آنها حرکت می‌کند با امام مهدی ملاقات می‌کند و همچنین آن حضرت در محل دروازه استخر با یاران سفیانی برخورد می‌کنند و بین آنها نبردی بزرگ رخ می‌دهد. در این هنگام درفش‌های سیاه آشکار می‌شود و سواران سفیانی پا به فرار می‌گذارند در این بحبوحه مردم آرزوی دیدار مهدی را داشته و او را می‌جویند.

از محمد بن حنیفه نقل شده‌است که فرمود:

درفشهای سیاهی از بنی‌عباس و پس از آن درفش‌های سیاه دیگری از خراسان خروج می‌کنند که حاملان آن‌ها کلاه سیاه و لباس سفید بر تن دارند، پیشاپیش آنان مردی است که وی را صالح بن شعیب یا شعیب بن صالح می‌نامند او از قبیله بنی‌تمیم است آنان نیروهای سفیانی را شکست داده و در بیت‌المقدس فرود می‌آیند تا مقدمه حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام را فراهم آورند، تعداد سیصد تن دیگر از شام به او می‌پیوندد، فاصله خروج او تا تقدیم زمام امور را به حضرت مهدی علیه‌السلام هفتاد و دو ماه می‌باشد.





اشاره :
با توجه به ظهور مسیحیت بنیادگرا در کشور آمریکا و جنگ آمریکا علیه عراق، نظریه‏پردازان مسیحى همچون جرى فالول، مورگان استرانگ، گرى‏فریزر و... نظرات خود را - که غالباً مبتنى بر مکاشفات یوحنّا (بخش پایانى کتاب مقدس) است - به مخاطبان القا مى‏کنند و از طرفى جنگ عراق را شاهدى بر تحقّق پیشگوییهاى کتاب مقدس (انجیل) مى‏دانند و سعى مى‏کنند تا بدین‏وسیله دیدگاههاى راست مسیحى را تبلیغ و حقانیّت خود را به جهانیان عرضه دارند. در این مقاله که از یکى از سایتهاى اینترنتى گرفته شده با واژگانى همچون، آرماگدون، جنگ آخرالزمان، ضد مسیح، ایده هزاره، راست مسیحى آشنا خواهیم شد و همچنین نگاهى کوتاه به نظرات آنها در مورد جنگ عراق و چگونگى تحقق پیشگوئیها در بخش مکاشفات کتاب مقدس خواهیم داشت.

با نتیجه نهایى جنگ در عراق، هم‏اکنون بسیارى از مسیحیان بنیادگرا1 ماجرایى را که هم‏اکنون بر روى شنهاى باستانى عراق در حال وقوع است پیام‏آور تحقق پیشگوییهاى کتاب مقدس2 (انجیل) درباره آخرالزمان و بازگشت دوباره عیسى مسیح3، مى‏دانند، این عقیده در کتابها، ادبیات، وب‏سایتها، و حتى فیلمها نیز دیده مى‏شود.
بعضى‏ها بر این عقیده‏اند که پیش‏بینى قابل توجهى درباره جورج دبلیو بوش وجود دارد، مردى که سخن خود را با یک خطابه مذهبى بسیار قوى و ورزیده القا مى‏کند، و همچنین عقاید مذهبى و باورهاى دینى را در سیاستهاى خارجى‏اش دخالت مى‏دهد، پر واضح است که بسیارى از حامیان مذهبى بوش، از حوادث عراق به عنوان تحقق یک پیشگویى تعبیر کرده‏اند.
بیل بردوى4 اخیراً طى مقاله‏اى در واشنگتن پست نوشت:
حادثه‏هاى جهان - مخصوصاً حرکت نظامى آمریکا به سوى عراق - موجب شده است تا اشخاصى با دلایل جدید براى تعبیر و تفسیر کردن آخرین حادثه جهانى خودنمایى کنند.
در وب سایتهاى پیشگویى، این بحث مشتاقانه بالا مى‏گیرد، گروهها و مخصوصاً در کلیساها به مطالعه کتاب مقدس مى‏پردازند، در جمعیتهاى مذهبى در آخر هر ماه بحث از پیشگویى مى‏شود، مثل چیزى که در ماه گذشته تحت عنوان بیستمین کنفرانس بین‏المللى پیشگویى آخرالزمان در تامپا برگزار شد.
بردوى مى‏نویسد:
به نظر بسیارى شواهدى دال بر نقش عراق در سناریوى آخرالزمان5 در بخشهاى کلیدى پیشگوئیهاى آخرالزمان کتاب مقدس وجود دارد.
در اینجا و در دیگر کتابهاى پیشگویى عهد عتیق و عهد جدید، ادبیات دوران باستان (کتاب مقدس) مالامال از تیترهاى خبرى است که امروزه در مورد جنگ عراق در رسانه‏ها به کار مى‏رود.
مکاشفات6، بخش پایانى کتاب مقدس - به جز در برخى از نسخه‏هاى جدید - به عنوان نقشه حوادثى که هم‏اکنون در عراق اتفاق افتاده است به حساب مى‏آید. در قسمت شانزدهم از بخش مکاشفات نامى از آرماگدون7 بیان گردیده است.
همانطور که رود فرات اخیراً به‏وسیله مجموعه‏اى از تانکها محاصره شده است، منطقه باستانى هارمجدون نیز در شمال اسرائیل در محاصره تانکها است.
یوحنّا - به احتمال قوى نویسنده بخش مکاشفات کتاب مقدس - در شرح ماجراهاى آخرالزمان مى‏گوید:
فرشته ششم جامش را بر رودخانه بزرگ فرات خالى کرد و آب رودخانه خشک شد. به طورى که پادشاهان، مشرق زمین توانستند نیروهاى خود را بدون برخورد با مانع به‏سوى غرب ببرند، و دیگر فرشتگان در شیپورها مى‏دمند هنگامى‏که نیروها براى نبرد حق و باطل جمع مى‏شوند.
بسیارى از مفسران مى‏گویند که ساختار مدرن دولت اسرائیل، شمارش معکوس پیشگویى‏شده پایان روزگار را به راه انداخته است و این پیشگویى با افزایش ضد مسیحیهاى8 شرور، نزاعها و اختلافات جهانى، آزار و اذیت کلیساى مسیحى و ظهور یک مذهب دروغین، و درگیریهایى پیش از آغاز جنگ و نبرد حق و باطل در آخرالزمان، تکمیل مى‏شود، البته بستگى به این دارد که شما متنهاى پیچیده کتاب مقدس را چگونه تفسیر کنید، عیسى مسیح زمانى مى‏آید تا قبل از قضاوت نهایى مقدمه و راهگشاى یک قرن دوران صلح و حکومت صلح باشد، یا این‏که او فقط زمانى مى‏آید که پیروانش مقدمه هزاره سلطنت9 مسیح را فراهم کنند که این بیشتر شبیه یک حکومت دینى و مذهبى است.
در این ماجراى تاریخى، مرحله‏اى به نام آزار و اذیت10 براى مدت هفت سال وجود دارد که ضد مسیحیهاى از بند آزاد شده، آزار و اذیتى زشت و زننده علیه مسیحیها انجام مى‏دهند؛ براى مثال، از برخى از پیشگوییهایى که در طى این دوره مى‏شود، مى‏توان از مؤمنین واقعى‏اى نام برد که در این حادثه به آسمان برده مى‏شوند که اسم این مرحله در آخرالزمان را مرحله وجد و سرخوشى11 گذاشته‏اند. این یک پیشگویى است که صحتش به‏وسیله اتفاقها و رویدادهایى که در غرب رخ مى‏دهد تشدید مى‏شود، به‏طور مشخص، مى‏شود از جنگ علیه صدام حسین نام برد.
دکتر مورگان استرانگ12 - استاد تاریخ خاورمیانه دانشگاه ایالتى نیویورک آمریکا و مشاور برنامه‏هاى خبرى و مجله‏ها - مى‏گوید:
جرى فالول13 به طور کامل و بى‏هیچ ابهامى معتقد است که ما باید به جنگ با عراق برویم، تا حوادث مصیبت بارى را به راه بیندازیم که موجب فراهم شدن دومین ظهور حضرت عیسى مسیح شود. جنگ با عراق، به پایان روزگار منجر خواهد شد ما این را مى‏دانیم، اسرائیل پابرجا نخواهد ماند، اسرائیل در طى آخرالزمان از بین خواهد رفت، هر یهودى‏اى که در هر جا زنده بماند به مسیحیت خواهد گروید.
دکتر مورگان استرانگ اضافه مى‏کند:
بر طبق علم آخرالزمان شناسى14، مسلمانها، بودائى‏ها، هندوها، کاتولیکها آنیمى‏ها و هرکس دیگر، در جنگ آخرالزمان15 هلاک خواهد شد و یا این‏که به مسیحیت اصول‏گرا و بنیادگرا ایمان خواهد آورد.
همه جنگ عراق را نشانه بزرگى بر شمارش معکوس آخرالزمان مى‏دانند ولى همه نسبت به ایدئولوژى آخرالزمان تعلق خاطرى ندارند.
مارک هیتچکوک16، کشیش کلیساى فیث بایبل واقع در آدموند در ایالت اکلاهما مى‏گوید:
مهم‏ترین مطلبى که باید بگویم این است که آنچه که آنجا (عراق) در حال رخ دادن است تحقق دقیق پیشگوییها نیست.
او اضافه مى‏کند:
بعضى از مردم جنگ عراق را آغاز آرماگدون خواهند دانست اما دیدگاه کلى من این است که جنگ عراق چیزى فراتر از بازگویى یک سناریو است.
او مؤلف 9 کتاب در عنوانهاى مهم پیشگوییهاى کتاب مقدس است که مى‏گوید:
جنگ در عراق بیشتر یک عامل گرم‏کننده و عامل شتاب دهنده‏اى است براى حوادث نگران کننده‏اى که رخ خواهد داد.
در دانشگاه باب جونز17 - جایگاه پرورش بنیادگراها - دکتر استفان هنکینز18 به طور کامل اعتقاد دارد که جنگ در عراق نقطه پایان پیشگوییها نیست، به‏زودى بشریت با حوادثى که در بخشهاى مختلف کتاب مقدس از جمله مکاشفه یوحنا تصویر شده است، روبرو خواهد شد، او معتقد است که بشریت در آستانه جنگى است که عیسى مسیح علیه گروهى از ملتهایى که به وسیله ضد مسیح رهبرى مى‏شوند انجام خواهد داد، که پس از آن یک دوره هفت ساله از رنج و مصیبت را خواهیم داشت.
کسانى که به کتاب مقدس معتقدند با آروین باکستر - کشیشى در ریچموند در ایالت ایندیاناى آمریکا و مؤسس مجله آخرالزمان - موافقند، آروین باکستر مى‏گوید:
ماجراى عراق با پیشگوییهاى عهد عتیق و عهد جدید مو نمى‏زند.
باکستر همچنین میزان بالایى از تلفات در هجوم نظامى آمریکا به عراق را پیش‏بینى کرد و هشدار داد که دیگر کشورها جنگ در عراق را به دیده فرصتى براى سامان دادن سیاستهاى خود مى‏نگرند، براى مثال، ممکن است چین سعى کند تا تایوان را اشغال کند. یا این‏که هند و پاکستان مى‏توانند دست به جنگ تمام عیارى علیه منطقه بى‏ثبات کشمیر بزنند.
این ماجرا به گفته باکستر سرآغاز جنگ جهانى دوم و کشتار یهودیان به دست نازیها بود که به‏وسیله یوحنا در بخش مکاشفات کتاب مقدس پیشگویى شده است.
اگر نشانه‏ها و علامتهایى بر این نظریه وجود داشته باشد که در آخرالزمان آمریکا پیشرفت مى‏کند، این، یک موفقیت شگفت‏انگیزى براى کتاب برجاى مانده19 نوشته تیم لاهایه20 و جرى جنکینز21 است.
اگر چه که بیشتر کتابهایى که به موضوع آخرالزمان پرداخته‏اند ویژه قشر مذهبى تهیه شده‏اند، لکن، این مجموعه برجاى مانده طیف وسیعى از مخاطبان سکولار را جذب کرده و فروشى بیش از 50 میلیون نسخه را به خود اختصاص داده است. حتى بخش چهارم این کتاب رتبه اول لیست پرفروش‏ترین کتابهاى نیویورک تایمز را - که مورد غبطه همگان است - را به خود اختصاص داده است. لاهایه که سابقاً یک کشیش بود و همچنین از فعالان حقوق مذهبى و آموزش در دانشگاه باب جونز است کسى است که جرى فالول را در سازماندهى مؤسسه اکثریت اخلاقى مساعدت کرد.
اخیراً، فالول دانشکده پیشگویى تیم لاهایه را در دانشگاه آزاد خود افتتاح کرد، این یک نشانه بسیار قوى بر فراگیر شدن عقیده آخرالزمان در میان اقشار کم فرهنگ و بنیادگراى در حال رشد است.
لاهایه به نظریه رویکرد الهى مجموعه برجاى مانده پرداخته و مؤلف دیگر کتاب نقش روایتگر را ایفا کرده است. در حالیکه طرح کلى داستان و شخصیتهاى آن را هم ارائه کرده است، خط سیر داستان از ابتداى مرحله آزار و اذیت شروع مى‏شود این در زمانى است که ترس و وحشت ناشى از آزار و اذیت همه جا را فرا گرفته است. در بخش آرماگدون این کتاب، شیطان را در حال حکومت بر سیاره زمین از پایتخت خودش که همانا شهر بابل جدید که همان عراق است، ترسیم مى‏کند.
الوا مارتین22 رئیس مجمع حقیقى خداوند در شمال کارولینا مى‏گوید:
عراق درست همان جایى است که بابل قدیم آنجا بود.
او مى‏گوید:
تصور مى‏کند که روح یکى از پادشاهان قدیم بابل در زمانى که یهودیان برده و تحت شکنجه بودند در او حلول کرده است.
معتقدانى مثل مارتین همچنین به پیامهایى از متون مقدس اشاره مى‏کنند، از جمله مى‏توان از فاحشه بابل نام برد که بر هفت تپه مى‏نشیند - درست همزمان با کسانى که این پیشگوییها را به شهرهاى باستان که توسط صدام حسین در حاشیه رودخانه فرات بازسازى شده است نسبت مى‏دهند عده‏اى دیگرى معتقدند که این پیشگوییها به کلیساى کاتولیک روم اشاره دارند.
گرى فریزر23 کسى که درباره نشانه‏هاى ظهور دوم مسیح ایراد سخنرانى کرد مى‏گوید:
هرکس درباره آینده شدیداً کنجکاو است.
او اصرار داشت:
نقشى که اسرائیل و دیگر کشورها در منطقه بازى مى‏کنند به نوعى اجراى پیشگوییهاى آخرالزمان است.
و هشدار داد که:
حوادثى چون تروریسم و تشکیل اتحادیه اروپا قبلاً در کتاب مقدس پیش‏بینى شده بود.
فریزر مى‏گوید:
هم‏اکنون، سرتاسر جهان را بحران فرا گرفته است، این صرف یک تضاد و درگیرى با عراق نیست، این جنگ علیه تروریست است که به صورت یک مبارزه جهانى درآمده است.
او ادامه داد:
مردم هر جایى مى‏دانند که یک چیزى اتفاق افتاده است، خود همین دانش را از کتاب مقدس دارند، کتاب مقدس، تمام این اتفاقات را پیشگویى کرده است.
او معتقد است:
مسیحیت نقش خاصى را در حادثه‏هاى هولناکى که در بخش مکاشفات کتاب مقدس پیش‏بینى شده است بازى خواهد کرد.
اشخاص مشهورى که به مسئله پیشگویى توجه زیادى نشان مى‏دادند از سرتاسر جهان در کنفرانس پیشگویى حضور چشمگیرى داشتند، یکى از اعضاى شرکت کننده در این کنفرانس که خود یک کشیش کلیسا است، مى‏گوید:
حوادث کنونى در عراق، ویژگى ملکوتى بودن و آسمانى بودن کتاب مقدس را اثبات کرده است.
او در ادامه مى‏گوید:
پیام نجات و رستگارى در قسمت مکاشفات کتاب مقدس دیده مى‏شود.
و در آخر به صراحت اعلام مى‏کند که:
خدا را شکر که مسیح، پادشاه است، و بهترین چیز این است که ما پیروز هستیم.


 



پى‏نوشتها:

.Iraq war fuels visions ofarmageddon end times :Apocalypse soonbr>
1. اصطلاحاً راست مسیحى یا مسیحیان راست‏گرا نیز نامیده مى‏شوند.

.Biblical book .2

3. بازگشت دوم حضرت مسیح در آخرالزان بعد از طى مراحلى که در نهایت به جنگ بزرگ،
ختم مى‏شود از جمله اعتقادات مسیحیان بنیادگراست.

.Bill Broadway .4

.End time .5

.Revelation .6

7. Armageddon - آرماگدون که در اصل هارمجدو مى‏باشد به معناى کوى مجدّو است،
مجدّو در شمال فلسطین اشغالى در کرانه غربى رود اردن واقع شده است.

.Antichrist .8

9. ایده هزاره: هزار سال باید طى شود تا مسیح ظهور کند.

10. Tribulation: حکومت ضد مسیح، هفت سال به طول مى‏انجامد و دوره رنج یا آزمایش
بزرگ خوانده خواهد شد.

.Rapture .11

.Morgan strong .12

13. جرى فالول، کشیش بنیادگراى پروتستان و از رهبران سیاسى و مبلغان راست مسیحى است.

.eschatology .14

15. جنگ هرمجدون یا آخرالزمان: جایى که آخرین جنگ میان نیروى حق (خیر) و باطل (شر)
قبل از روز داورى در رستاخیز به وقوع مى‏پیوندد.

.Mark Hitchcock .16

.Bobjones university .17

.stephen Hankins .Dr .18

19. برجاى مانده متضمن اعتقادات مسیحیان است در مورد نبردهایى که قبل از بازگشت
دوم مسیح به وقوع خواهد پیوست. این کتاب تا کنون در 12 جلد انتشار یافته است و
مجموعاً بیش از 50 میلیون نسخه فروش داشته است.

 مترجم: رضا عباسپور




اشاره
با ظهور حضرت (علیه السلام) و اعلام ‌آغاز انقلاب جهانی اش ستمگران و گردن کشان و... به مقابله با حضرت بر می خیزند . حضرت (علیه السلام) به دفاع بر می خیزد. در این میان عده ای از دو طرف کشته می شوند.
برخی عدد کشته شدگان را بسیار زیاد می دانند و از این رهگذر می خواهند، حضرت را یک چهره خون ریز معرفی کنند. گروهی نیز تعداد آن کشته ها را کم می دانند. این نوشته ، به نقد و بررسی سندی و دلالتی روایات مربوط به این قتل ها می پردازد و افراط و تفریط را در این باره می زداید.


پیشگفتار
برخی در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور ، افراط می کنند و از امام زمان علیه السلام و یاران اش ، چهره ای خشن ارائه می دهند. آنان ، به روایاتی استدلال می کنند که در آن ها ، اشاره به کشته شدن دو سوم مردم ، (از هر نه نفر ، هفت نفر ، از هر هفت نفر ، پنج نفر ) و یا این که بیش تر مردم کشته می شوند و از کشته ها ، پشته ساخته می شود و جوی خون جاری می گردد و ... دارند.
برخی دیگر ، تفریط می کنند و می گویند حتی ، به مقدار محجمه (مقدار خون در ظرف حجامت) خون ریزی نمی شود و...
در این نوشتار، به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوطه می پردازیم تا افراط و تفریط بودن اندیشه های موجودمشخص گردند.
نکاتی که قابل تامل است ، این ها است :

الف)قتل و کشتار ، قبل از ظهوراست و یا بعد از آن ؟

ب ) شیوه ی رفتار امام با دشمنان چه گونه خواهد بود ؟

ج)حجم کشتار و اعدام و خون ریزی ها چه مقدار است ؟

د) مقتولان ، چه کسانی هستند؟

هـ) روایاتی که ناظر بر این موضوع است . آیا به نحو موجبه ی کلیه است یا به نحو موجبه ی جزئیه .

اخباری که در آن ها کشتار در حجم وسیعی مطرح شده اند ، بر دو قسم است :

الف ) یک سری از ‌آنها مربوط به ملاحم و فتن قبل از ظهور است و هیچ ربطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان در پیش از ظهور دارد. این دسته‌، بیش تر از مراسیل عامه است . اگر تعدادی از آن ها هم جزء مسانید باشد، هیچ گونه ارتباطی با بحث ما ، یعنی قتل های دوران حکومت امام مهدی عج الله و تعالی فرجه الشریف ، ندارد.

ب ) یک سری از آنها ، مربوط به هنگامه ی ظهور و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این نوع روایات ، نیز دو گونه اند :

1. روایاتی که از طریق عامه و از نبویات است و بیش تر آن ها ، مشکل سندی دارند، به طوری که بعضی از آن ها ، مرسل ، و برخی از آن ها ، به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منتهی نمی شوند، بلکه از افرادی مانند کعب الاحبار که در زمان آن حضرت مسلمان نشده بود ، نقل شده است .

عمده ی این روایات‌. از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده است . عالمانی از اهل تسنن ، مانند ابن کثیر ، وقتی به روایات نقل شده از امثال کعب الاحبار می رسد، می گوید : خدا ما را از این همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتاب های روایی و کرده اند بی نیاز کند1

2. روایاتی که از طریق اهل بیت (علیه السلام) نقل شده و یا در کتاب های شیعه ذکر گردیده است . در این کتاب ها ، اخبار منقول از حضرات معصوم (علیه السلام) و بعض دیگر که نقل شده ، به اهل بیت (علیه السلام) منتهی نمی شود .مانند اخبار معمرین که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از اهل تسنن نقل کرده است.

اندیشه های تفریطی در کشتار به هنگام ظهور
گروهی بر آن اند که امام زمان به هنگام ظهور ، از طریق ولایت و تصرف تکوینی ، همه ی خلایق را مطیع و مسخر می کند و کارها را با اعجاز و غیر عادی انجام می دهد. لذا کشتار و اعدام ، خیلی اندک خواهد بود. برای روشن شدن مطلب و دریافت پاسخ، به احادیثی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) متمسک می شویم.

حدیث 1ـ عن بشیر بن ابی اراکه النبال ـ و لفظ الحدیث علی روایه ابن عقده قال : لما قدمت المدینه انتهیت الی منزل ابی جعفر الباقر (علیه السلام) قلت (انهم) یقولون : انه اذا کان ذالک استقامت له الامور فلا یهریق محجمه دم . فقال :کلاً! والذی نفسی بیده! حتی تمسح و انتم العرق و العلق و او ما بیده الی جبهته2 .

بشیر بن ابی اراکه نبار ـ لفظ حدیث به روایت ابن عقده است ـ گوید هنگامی که به مدینه وارد شدم ، به طرف منزل ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) رفتم گفتم : (آنان (مرجثه) می گویند، هنگامی که آن امر (قیام قائم عج) روی دهد ، همه ی کارها برای او درست واستوار می گردد و به اندازه ی یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد. پس فرمود : هرگز چنین نیست ! سوگند به آن که جانم به دست او است ! کار به آنجا می انجامد که ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد. (کنایه از سختی ها و دشواری های جنگ و درگیری است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخم های خونین می شود)

در این هنگام ، ایشان ، با دست خود ، به پیشانی شان اشاره فرمودند .(کنایه از برطرف کردن عرق جبین است )

حدیث 2ـ ... عن موسی بن بکر الواسطی عن بشیر النبال ، قال قدمت المدینه و ذکر مثل الحدیث المتقدم ، الا انه قال : لما قدمت المدینه قلت لابی جعفر(علیه السلام) : انهم یقولون : ان المهدی لوقام لاستقامت له الامور عفوا ، و لا یهریق محجمه دم . فقال : کلا ! و الذی نفسی بیده ! لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حین ادمیت رباعیته و شج فی وجهه! کلا ! والذی نفسی بیده ! حتی نمسح نحن و انتم العرق و العلق3 . ثم مسح جبهته4 .

از موسی بن بکر واسطی ـ از بشیر نبال ـ گفت :به مدینه رسیدم و همانند حدیث قبلی را ذکر کرد ، جز این که گوید : هنگامی که به مدینه رسیدم . به ابو جعفر اما باقرعلیه السلام گفتم , آنان مرجثه می گویند : همانا اگر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قیام کند، همه ی کارها به خودی خود، برای او درست و برقرار می شود و به اندازه ی یک ظرف حجامتی خون نمی ریزد ، پس فرمود هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جانم در دست اوست ! اگر کارها ، خود به خود، برای کسی هموارمی شد ، مسلما برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانی که دندان های پیشین آن حضرت شکسته و صورت اش زخمی شد ، درست و برقرار می گردید! هرگز چنین نیست ! سوگند به آن که جانم به دست اوست! کار ، به آن جا می انجامد که ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک کنیم. سپس پیشانی خود را پاک کرد.

حدیث 3- ... عن المفضل بن عمر ، قال :سمعت ابا عبدالله ، و قد ذکر القائم (علیه السلام) فقلت انی لارجو ان یکون امره فی سهوله فقال : لایکون ذالک حتی تمسحوا العلق و العرق5 .

مفضل بن عمر گوید :در حضور امام صادق علیه السلام شنیدم که از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) یاد شد. پس عرض کردم : همانا امیدوارم کار ایشان به اسانی صورت پذیرد. فرمود : آن امر صورت نمی پذیرد تا این که عرق و خون بسته شده را برطرف سازید.

در سه حدیث مذکور ملاحظه می کنیم، آن طور نیست که تمامی کارها در زمان قیام قائم علیه السلام به خودی خود و با اعجاز و تصرفات تکوینی صورت پذیرد، هر چند ولایت تکوینی و تصرف تکوینی حضرت مهدی وسایر امامان طاهر، هیچ گونه تردیدی نیست بلکه کار ، دشوارتر از آن چیزی است که امثال مرجثه معتقدند.

ما ، مطابق روایات متعدد، نمی توانیم ادعا کنیم که در هنگام ظهور، هیچ قتل و کشتاری رخ نمی دهد. زیرا در آن دوران‌، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامه ی حکومت عدل جهانی است و مسلما، این امر عظیم ، بدون برطرف کردن خارها و سنگ های سر راه آن حضرت ، میسر و محقق نمی شود.

از طرفی ، تاریخ گواه است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان طاهر (علیه السلام) سعی داشته اند، امور را به طور عادی و در مسیر طبیعی انجام دهند، لذا می بینیم ، دندان های پیشین حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ می شکند و زخم هایی در جنگ احد و...6 بر ایشان وارد می شود و امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در جنگ احد ، نود زخم بر می دارد و ...7

البته آن حضرت و عترت طاهراش ، مخصوصا ، حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدرت بر انجام دادن تصرفات تکوینی را دارند و همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی ، با آن حضرات و نیز مومنان مخلص و ایثارگر و حتی مستعضفان بوده و خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) می فرماید خداوند،حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سه لشکر یاری می دهد : فرشتگان ، مومنان ، رعب (ترس انداختن دردل دشمن)8

نیز حضرت (علیه السلام) می فرماید : ... خداوند ، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را با فرشتگان وجنّ وشیعیان مخلص ، یاری می کند .9

به هر حال، لزومی ندارد که ادعا کنیم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام کارهایشان رااز طریق غیرعادی و به صورت اعجاز انجام می دهد و بنابراین ، هیچ خونی ریخته نخواهد شد.

اندیشه ی افراطی در کشتار به هنگام ظهور
در احادیثی که ازطریق عامه رسیده است ، خون ریزی های خیلی زیاد وحشتناک ذکر شده است . اینک به نقد و بررسی یکی از آن ها می پردازیم.

یوسف بن یحیی مقدسی شافعی در کتاب عقدالدرر روایت مرسله ای را از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره ی حوادث رم (رومیه)10 نقل می کند و می گوید :

... فیکبر المسلمون ثلاث تکبیرات ، فتکون کالرمله علی نشز ، فیدخلونها ، فیقتلون بها خمسئه الف مقاتل ، و یقتسمون الاموال، حتی یکون الناس فی الفی ء شیئا واحدا، لکل انسان منهم مئه الف دینار، و مئه راس ، ما بین جاریه و غلام11

پس مسلمانان، سه تکبیر می گویند و مانند ریگ و شن های روانی که از بلندی ها فرو می ریزند‌، داخل (روم) می شوند ودر آن جا ، پانصد هزار جنگجو را می کشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم می کنند ، و به هر یک از آنان ، صد هزار دینار و صد کنیز و یا غلام می رسد. ...

این روایت ـ مرسل است و مشکل سندی دارد و ازنظر محتوا نیز قابل اعتماد نیست. پیدا است که جاعلان این گونه احادیث ، در خدمت حکومت های جائر بوده اند و به جهت توجیه پاره ای جنگ های پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) و قتل های عام ها و کشتارهای وسیعی که در آن صورت گرفت ، این چنین مجعولاتی را وارد کتاب های روایی کرده اند. مانند روایتی که به امام علی علیه السلام نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: فیقتل من الروم حتی یتغیرماء الفرات بالدم یعنی آنقدر ازرومیان را به قتل می رساند که آب فرات به خون تغییرمی کند12!

ابن کثیر، درباره ی جنگ قادسیه می گوید :

انهزم الفرس و لحقهم المسلمون، ... فقتل المسلمون بکمالهم و کانوا ثلاثین الفاء و قتل فی العمرکه عشره الاف و قتلوا قبل ذالک قریبا من ذالک 13.

لشکر ایرانیان ، منهزم شد و فرار کردند. مسلمانان، به تعقیب آنان پرداخته اند و تمامی فراریان را که سی هزار نفر بودند ، به قتل رساندند. در جنگ سیزده هزار نفر انان را کشته بودند. همین عدد را نیز قبل از آن کشته بودند. ..

وقتی به کتاب های تاریخی که در آن ها فتوحات را نوشته اند، مانند البداء و التاریخ ، و النهایه ، و ... مراجعه می کنیم .می بینیم که فرماندهان و زیر دستانشان ، جنایات زیادی را مرتکب شده اند.

روایاتی که می گویند ، ازهر نه نفر هفت نفر ، ویا از هر هفت نفر ، پنج نفر و یا دو ثلث مردم کشته می شوند، به جنگ های قبل از ظهور ، نظر دارند و نه زمان ظهور.

از طرفی ، اختلاف در تعداد مقتولان نیز علت های گوناگونی می تواند داشته باشد که از جمله آنها ، ممکن است تفاوت مناطق و محورهای درگیری و یا مراحل مختلف جنگ باشد.

با توجه به احادیث زیر و امعان نظر در دلالت آن ها ، به این واقعیت پی می بریم که جهان ، اندکی پیش از ظهور ، دچار جنگ های خونین خواهد بود.

حدیث 1ـ عن ابی بصر و محمد بن مسلم، سمعنا ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : لا یکون هذا الامر حتی یذهب ثلث الناس فقیل له : اذا ذهب ثلث الناس فما یبقی ؟ فقال ، (علیه السلام) : اما ترضون ان تکونوا الثلث الباقی؟14

ابوبصیر و محمد بن مسلم گویند : از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: این امر واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند. پس به حضرت اش عرض شد :اگر دو سوم مردم از بین بروند. چه کسی باقی می ماند، پس فرمود : آیا راضی و خرسند نمی شوید که از یک سوم باقیمانده باشید ،؟

حدیث 2ـ ... عن زراه ، قال : قلت لابی عبدالله(علیه السلام) :النداء حق؟ قال: ای والله حتی یسعمه کل قوم بلسانهم. و قال، علیه السلام : لا یکون هذا الامر حتی یذهب تسعه اعشار الناس.15

زراره گوید : به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم : آیا ندای آسمانی حقیقت دارد؟ فرمود: بلی ، به خدا قسم چنان است که هر قومی با زبان خودشان ، آن را می شنوند آن حضرت فرمود:, این امر محقق نمی شود تا این که نه دهم مردم از میان بروند.

حدیث 3ـ ... عن سلیمان بن خالد ، قال : سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : قدام القائم موتتان، موت احمر و موت ابیض ، حتی یذهب من کل سبعه خمسه، الموت الاحمر السیف ، و الموت الابیض ، الطاعون.16

... سلیمان بن خالد گوید : از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود : قبل از قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو نوع مرگ ومیر رخ می دهد :

مرگ سرخ و مرگ سپید . ا این که از هر هفت نفر ، پنج نفرشان از بین بروند. مرگ سرخ با شمشیر . مرگ سفید با طاعون است.

با ملاحظه ی این احادیث واحادیث دیگر، معلوم و مبرهن می شوند که حجم وسیعی از مرگ ومیرها و خون ریزی ها ، مربوط به دوران پیش از قیام امام عصر ، (علیه السلام) و قبل از ندای آسمانی است. بنا به روایت یونس بن رباط که می گوید :

سمعت ابا عبد الله (علیه السلام) :ان اهل الحق لم یزالوا منذ کانوا فی شده . اما ان ذاک الی مده قریبه وعافیه طویله17

از اباعبدالله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود :همانا، اهل حق ، از هنگامی که در شدت و سختی بوده اند، پیوسته در آن حال خواهند بود (سختی با‌ آنان همراه است) و همانا بدانید که پایان آن سختی ها ، نزدیک وعافیتش طولانی است.)

بالاخره در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است . که ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا

خلاصه این که یک دسته از روایات در مورد خون ریزی ها ، مربوط به دوران قبل از ظهور است و یک دسته از اخبار ، از مجعولات و از اسرائیلیات است که با هدف و انگیزه های مختلفی ، مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی ... ویا توجیه کشتارها در فتوحات و ... وارد کتابهای روایی شده است .

نیز یک سری از آنها ، مرسله و مرفوعه است و مشکل سندی دارد ، مرفوعه ی فضل بن شاذان از امام صادق (علیه السلام ) از این قبیل است :

یقتل القائم (علیه السلام) حتی یبلغ السوق، قال : فیقول له رجل من ولد ابیه : انک لتجفل الناس اجفال النعم، فبعهد من رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) او بماذا ؟ قال : ولیس فی الناس رجل اشد منه باسا فیقوم الیه رجل من الموالی فیقول له : لتسکتن اولا ضربن عنقک فعند ذالک یخرج القائم(علیه السلام) عهداً من رسول الله (صلی الله علیه و ‌اله و سلم)18 ؛

حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن قدر از انسان ها می کشد تا ساق پا را خون فرا می گیرد. شخصی از فرزندان پدرش19 به حضرت اعتراض شدید می کند و می گوید : مردم را از خود دور می کنی ، هم چنان که گله و گوسفندان را رم می دهند ! آیا این روش طبق دستور رسول خدا است ؟ به چه دلیلی این چنین رفتار می کنی ؟ یکی از یاران حضرت از جای بر می خیزد و می گوید : سکوت می کنی یا گردن ات را بزنم حضرت ،عهد و پیمانی را که از رسول خدا (صی الله علیه و آله و سلم) همراه دارد ، بیرون می آورد و ارائه می کند.

البته همچنان که در ابتدای حدیث ذکر شد این حدیث ، مرفوعه است و مشکل سندی دارد و از طرفی محتوا و دلالت اش ، ناقص و ناتمام است، زیرا ، سوق ، هم ساق پا را گفته اند و هم ممکن است نام شهر یا محلی باشد ، محلی همانند سوق الاهواز ، (نام اهواز فعلی)، سوق حکمه (نام یکی از مناطق اطراف کوفه) ، سوق اسد (در اطراف کوفه) ، سوق الثلاثاء (منطقه ای در بغداد قبل از ساخته شدن شهر)20 ... بنابراین نمی توانیم بگوییم حتی یبلغ السوق به معنای رسیدن خون به ساق پا است ، خصوصا ، با توجه به اینکه در حدیث مذکور ، صحبت از خون به میان نیامده است ، بلکه چنین به نظر می رسد که سوق به معنای رسیدن به محل ومکانی باشد.

البته ، ما طبق روایات صحیح جنگ و خونریزی ، اعدام ها و انتقام ظالمان را در عصر ظهور می پذیریم ، لکن نه به این اندازه ها ، روایاتی از اهل بیت (علیه السلام) موجود است که تعداد قتل ها و مشخصات فردی و گروهی مقتولان‌، در آنها مشخص شده است ،ودر ذیل بعد از نگرش به شیوه ی رفتار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) با دشمنان و معاندین به معرفی آنان می پردازیم.

شیوه ی رفتار امام (علیه السلام) با دشمنان
ستمگران و زراندوزان ، در همه ی نقاط عالم، بر ملت های مظلوم و مستضعف سیطره داشته اند و دارند و فرهنگ سازی کرده اند. در این میان‌، جامعه ی اسلامی ، خسارت های بیشماری را متحمل شده به طوری که دشمنان اسلام از اغاز رسالت نبی مکرم اسلام . (صلی الله علیه و‌اله و سلم) ، همواره ، در ایذا و اذیت آن حضرت و پیروانش بوده اند. بالاخره آن حضرت پس از تحمل مشقت های فراوان توانست مسلمانان را از تاریکی ها به سوی روشنایی راهنمایی و سوق دهد ، و حکومت اسلامی را برقرار نماید . مع الاسف طولی نکشید که در هنگامه ی رحلت و بعد از آن ، به گفته امام غزالی ریاست طلبان و منافقان با حیله های مختلف و فریب دادن مسلمانان ، صاحب غدیر را که منصوب از طرف خداوند حکیم بود وهمگی به ولایت اش تبریک و بخ . بخ یا علی گفته بودند، کنار گذاشته و بر اریکه ی قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه ی فاجعه و جنایات هولناک در جامعه ی اسلامی منعقد گردید.

مولای متقیان ، امیرمومنان، منصوب خدا بردار رسول خدا(صل الله علیه و اله) اولین مسلمان در میان مدران فاتح خیبر و جانشین بی واسطه رسول خدا(صل الله علیه و اله) را با آن همه مناقب خانه نشین کرد و یگانه دختر جوان ریحانه آن حضرت، در اندک زمانی پس از رحلت پدر بزرگوارش ، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان ، مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، بلکه به طور وحشیانه ای بین دیوار و در فشار داده شده ومحسن اش سقط می شود و در نهایت پس از 75 روز بعد از رحلت پدر ،دنیا را با دلی آزرده و جراحاتی بسیار وداع می کند.

پس از آن حرمت شکنی دردناک و فاجعه ها وحشتناک و وحشتناک تر می شود و اهل بیت علیهم السلام و پیروانشان در روزگار ستم وفشار به سر برده ویکی پس ازدیگری مظلومانه به شهادت نائیل می گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) وشیعیان مخلص شان از طفل شیخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع می شوند به طوری که روح و عواطف انسانی با شنیدن آن همه وحشیگری ها جریحه دار می گردد. این ستمگری ها ادامه دارد تا قیام قائم‌ آل محمد (عجل الله تعالی فرجه) و هر روز با رنگ های مختلفی جلوه گری نموده فاجعه ای وحشتناک رخ می دهد، و ظلم و فساد در عالم فراگیر می گردد.

یقینا ، پیش از ظهور و مقارن با آن ، بر دنیا ، ستمگران خون ریزی حاکم اند که از هیچ جنایتی فرو نمی گذارند ، حال ، امامی ، که قیام می کند. در برابر این همه کج روی ها و بیدادگری ها چه گونه برخورد کند تا جهان را پر از عدل و داد سازد ؟ بی تردید ، گروه های معاندی که دست شان به خون بشریت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب کرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده ، در مقابل حرکت اصلاح گرانه و نهضت امام ، ایستادگی می کنند. بنابراین ، امامی که قیام می کند و ماموریت تشکیل حکومت جهانی اسلام را دارد، باید برای برطرف کردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد. در این جا ، مروری به این برنامه ها خواهیم داشت.

تربیت سپاهیان و تدارک مقدمات جنگ
اما عصر عج برای انتقام و خون خواهی از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانی و اجرای حدود الهی و برقراری حکومت عدل جهانی ، ناگریز از جنگ خواهد بود و در مقابل اش ، دشمنان تا دندان مسلح و کج اندیشان دنیانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده و چرخه های اقتصادی جهان و برخورداری از فن آوری پیشرفته و سازماندهی ارتش های قدرت مند‌، پرچم مخالفت بر می دارند و مانع مسیر اصلاح گرانه ی امام می شوند. لذا قبل از قیام ، جنگاوران دریادل و دست یارانی توان مند و کارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت ، تربیت می شوند و تعداد آنان ، در بعضی از روایات، سیصد و سیزده نفر و در ، برخی ده هزار نفر و در تعدادی از آن ها صد هزار نفر و ... ذکر شده است .

تجهیزات جنگی و وسیله ی دفاعی
تجهیزات آنان ، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) شمشیرهایی از آهن امّا نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیرهذا الحدید) که اگر یکی از آنان با شمشیر خود ، بر کوهی ضربه زند‌، آن را دو نیم میکند21...وسیله ی دفاعی آنان ، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) به گونه ای است که اسلحه ی دشمن هرگز ، بر آنان کارگرنیست.22

قاطعیت امام در رویارویی با دشمنان
اما علی (علیه السلام) می فرماید :

لا یقیم امرالله سبحانه الا من لایصانع ، و لایضارع ، و لا یتبع المطامع23

فرمان خداوند سبحان را بر پاندارد، مگر کسی که در اجرای دستور الهی ، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو طمع ها و آرزوها نگردد.

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) نیز قیام به اقامه ی حدود و فرمان الهی می کند و در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمی کند، بلکه نسبت به جرم اشخاص و گروه ها مجازات متناسب با آن را اجرا می کند و برخی از آنان را در جنگ نابود می سازد و حتی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می کند و گروهی را اعدام ، گروهی را تبعید ، و دست برخی را قطع می کند و... به فرمایش امام باقر (علیه السلام)... یقوم القائم .... و لا تاخذه فی الله لومه لائم24 ...

قائم ، قیام می کند، .... و در اجرای احکام الهی ، از ملامت هیچ ملامت کننده ای بیم نمی کند.

بنابراین ، به آن حضرت نقمت و عذاب کننده ی مجرمان و دشمنان لقب داده اند. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود : اذا تمنی احدکم القائم فلیتمنه فی عافیه فان الله بعث محمدا. صلی الله علیه و آله ، رحمه ویبعث القائم نقمه25

هنگامی که یکی از شما ، ظهورقائم را آرزو وتمنا بکند (که در رکاب اش باشد) پس باید آرزو کند که در عافیت و تندرستی باشد. زیرا خداوند حضرت محمد (صل الله علیه و اله) را برای خلائق رحمت فرستاد و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) را عذاب ونقمت می فرستد

امام صادق (علیه السلام) دلیل ملقب شدن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به لقب نقمت را چنین بیان میدارد.

... فنتم حجه الله علی الخلق حتی لایبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدین و العلم ، ثم یظهر القائم (علیه السلام) و یسیر (و یصیر) سببا لنقمه الله و سخطه علی العباد ، لان الله لا ینتقم من العباد الا بعد انکارهم حجه26

پس ما ، بر خلق خدا ، اتمام حجت می کنیم تا این که همگان ، نسبت به دین‌، شناخت پیدا کنند، بر روی زمین ، کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه السلام) ظهورمی کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد، زیرا ، خداوند، از بندگان اش انتقام نمی گیرد، مگر بعد از ان که حجت اش را انکار کنند .

سپس معلوم می شود آنانکه مورد غضب امام عصر (علیه السلام) قرار می گیرند ، همان کسانی هستند که حجت بر آنان تمام شده است، ولی آنان حجت خدا را نمی پذیرند و سخت انکار می کنند.

محمد بن مسلم ، ضمن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت می فرماید :

.. اما شبهه من جده المصطفی (صلی الله علیه وآله و سلم) فخر وجه بالسیف و قتله اعداء رسوله (صل الله علیه و اله) و الجبارین و الطواغیت ، و انه ینصر بالسیف و الرعب و انه لا تردید له رایه27 ...

اما شباهت او به جدش محمد مصطفی (صل الله علیه و اله) خروج او با شمشیر است و این که او ، دشمنان خدا و رسول اش و جباران و طاغوت ها را خواهد کشت و او با شمشیر و رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد.

جنگ و کشتار
در هر مقطعی از زمان یا مکان ، نوع رفتار و برخوردها با مخالفان و دشمنان متفاوت است. مثلا ، در زمان پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) رحمت و ترویج دین بود ، و در زمان امام علی (علیه السلام) رحمت و منت گذاری بر مخالفان و ... حال باید دید که در هنگام ظهور ، رفتار امام زمان (علیه السلام) با دشمنان چه گونه خواهد بود. برای پاسخ به این سوال نگاهی به روایات می اندازیم.

حدیث 1ـ ... عن زراه، عن ابی جعفر (علیه السلام) قال : قلت له ... فقال : اسمه اسمی . قلت : ایسیر بسیره محمد (ص ) ، قال :هیهات ، هیهات! یا زراه ! ما یسیر بسیرته قلت : جعلت فداک لم؟ قال : ان رسول الله (صل الله علیه و اله) سار فی امته بالمن ، کان یتالف الناس ، و القائم یسیر بالقتل . بذاک امر فی الکتاب الذی معه ان یسیر بالقتل و لایستتیب احدا. ویل لمن ناواه28

زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که ... فرمود : اسم او، اسم من است پس عرض کردم آیا به سیره و روش حضرت محمد (صل الله علیه و اله) رفتار می کند ؟ فرمود ,: هرگز ! هرگز ! ای زراره ! به سیره او رفتار نمی کند ! گفتم : فدایت گردم! برای چه ؟ فرمود : همانا رسول خدا (صل الله علیه و اله) با ملایمت و نرمی و مهربانی رفتارمی کرد تا دل ها را به دست آوردو مردم با آن حضرت الفت گیرند. ولی حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سیاست قتل را در پیش می گیرد و طبق دستوری که دارد رفتار می کند و توبه ی کسی را نمی پذیرد . پس وای بر کسی که با او دشمنی کند !

حدیث 2ـ .... عن ابی بکر الحضرمی ، قال : سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : لسیره علی بن ابی طالب ، علیه السلام، فی اهل البصره کانت خیرا لشیعته مما طلعت علیه الشمس . انه علم ان للقوم دوله ، فلو سباهم لسبیت شیعته ، قال : قلت :فاخبرنی عن القائم ، ایسیر بسیرته ؟قال : لا ، لان علیا (علیه السلام) سار فیهم بالمن لماعلم من دولتهم ، و ان القائم (علیه السلام) یسیر فیهم بخلاف تلک السیره لا نه لا دوله لهم29

از ابوبکر حضرمی نقل می کند که گفت , از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود : روش علی بن ابی طالب (علیه السلام) در میان اهل بصره ، برای شیعیان اش ، از آن چه خورشید بر آن میتابد ، بهتر بود ، زیرا ، او میدانست که این قوم را دولت در پیش است ، اگر آنان را اسیر کرده بود،‌همانا شیعیان اش نیز اسیر می شدند . عرض کردم : مرااز حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) مطلع بفرما که آیا ایشان نیز با اهل بصره همانند روش او رفتار می کند؟ فرمود : نه زیرا ،حضرت علی (علیه السلام) می دانست که حکومت های بعد از او ، به دست دشمنان است ، لذا با آنان به ملاطفت و چشم پوشی رفتار می کرد ، ولی حضرت قائم ، چون پس از خود، دولتی برای آنان نمی بیند، بر خلاف سیره ی حضرت علی (علیه السلام) رفتار می کند.

البته این حدیث ، از نظر سند ، مورد اشکال است30 . چون اسماعیل بن مرار ، مجهول است . مرحوم اردبیلی در مجمع الفائده و مرحوم علی در مدارک الاحکام و مرحوم مجلسی به مجهول بودن او تصریح کرده اند31.

حدیث 3ـ ... عن یحیی بن العلاء الرازی ، قال : سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : ینتج الله تعالی فی هذه الامه رجلا منی و انامنه ، یسوق الله تعالی به برکات السماوات و الارض ، فنتزل السماء قطرها ، وتخرج الارض بذرها ، و تامن و حوشها و سباعها و یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا ، و یقتل حتی یقول الجاهل لو کان هذا من ذریه محمد صلی الله علیه وآله ، لرحم .

یحیی بن علا رازی می گوید : از ابا عبداله (علیه السلام) شنیدم که می فرمود : خداوند متعال در میان این امت بیرون آورد مردی را که از من است و من از او هستم. خداوند تعالی به سبب او به برکات اسمان ها و زمین را به خلائق عطا فرماید. پس اسمان ، باران اش را فرود آورد وزمین بذرهایش را می رویاند ، و حیوانات وحشی و درنده در امان می شوند . و زمین را پر از عدل و داد می کند ، هم چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد. و به حدی از بیدادگران و دشمنان را می کشد که جاهلان می گویند، : اگراین مرد از ذریه ی محمد می بود، ترحم می کرد

نکته ی قابل توجه این که در این روایت ، اقامه ی قسط و عدل و گسترده شدن امنیت و شمول برکات را با از میان رفتن جور و برطرف شدن جائران و قتل آنان مرتبط دانسته ، و اعتراض به قتل را ازناحیه ی جاهلان و عدم آگاهی آنان به امور و واقعیات می داند.

البته این روایت نیز ، از نظر سند مورد اشکال است ، زیرا در سندآن، احمد بن عثمان الادمی است که مجهول است.32

مدت جنگ ها
حدیث 1 ـ ... حد ثنا ابو هارون ... ، عن زر بن حبیش‌، سمع علیا (رضی الله عنه ) یقول : یفرج الله الفتن برجل منا‌، یسومهم خسفا ، لایعطیهم الا السیف ،‌یضع السیف علی عاتقه ثمانیه اشهر هرجا‌، حتی یقولوا ، :والله ما هذا من لود فاطمه لو کان من ولد ها لرحمنا...33

از زر بن حبیش نقل شده که ایشان از علی (علیه السلام) شنید که می گوید : خدا ، به سبب مردی از ما ، فتنه ها و آشوب ها را برطرف می سازد وآنان (فتنه گران ) را خوار و ذلیل می کند و به آنان جز شمشیر چیزی نمی دهد (آشوبگران را می کشد ) و شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه ، به شدت مبارزه می کند تا این که می گویند : به خدا قسم ! این از فرزندان فاطمه نیست ! اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم می کرد .

حدیث 2ـ ... عن عیسی بن الخشاب , قال : قلت للحسین بن علی (علیه السلام) انت صاحب هذا الامر ، ؟ قال : لا ، ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه ، المکنی بعمه یضع سیفه علی عاتقه ثمانیه اشهر34

... از عیسی بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن علی (علیه السلام) عرض کردم : آیا شما صاحب این امر هستید ؟ فرمود : نه ولکن صاحب الامر رانده شده دورافتاده ، خون خواه پدرش و دارای کنیه ی عمویش35 است . شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود می نهد .

حدیث 3ـ ... عن ابی بصیر ، قال : سمعت ابا جعفر الباقر (علیه السلام) یقول : یقول : ... ویضع السیف علی عاتقه ثمانیه اشهر هرجا هرجا ، حتی یرضی الله , قلت : فکیف یعلم رضا الله ؟ قال : یلقی الله فی قلبه الرحمه ...36

از ابو بصیر نقل شده که گفت شنیدم اما اباقر (علیه السلام) می فرمود : شمشیر را هشت ماه بر دوش خود می نهد و به شدت مبارزه می کند ، تا این که خداوند راضی شود، عرض کردم : چه گونه رضایت خدا را میداند ( از رضایت خدا آگاه می شود ) فرمود : خداوند ، به دل ایشان رحمت می اندازد...

ابن اثیر می گوید ؛ الهرج : قتال و اختلاط 37

شاید مراد ، این باشد که مدت عملیات تهاجمی لشکریان حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) که منجر به تضعیف و شکسته شدن شوکت ظالمان و متلاشی شدن آنان می شود، هشت ماه به طول می انجامد ، و پس از آن ، آنان، به عملیاتی ایذائی و موضعی و مقطعی روی می آورند که در فاصله های زمانی بعد ، با آنان مقابله ، و برای همیشه ریشه کن می شوند.

از نظر سند هر سه روایت که در آن هرج و مرج ذکر شد، ضعیف است ، و چون عمر بن قیس و عیسی بن الخشاب ، در سند روایت اول و دوم مجهول اند و در سند روایت سوم ، ابن ابی حمزه است که آن هم مورد بحث وتضعیف قرار گرفته است .

قاطعیت امام در برخورد با اشخاص و گروه های مختلف
ائمه ی طاهر ،‌(علیه السلام) مهربان بودند و همه ، منشا رحمت و برکات اند. امام رضا ، علیه السلام می فرماید :

الامام ، الانیس الرفیق ، الوالد الشفیق ، و الاخ الشقیق والام البره بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الداهیه الناد 38...

امام ،‌همدمی رفیق ، پدری دل سوز ، برادری دلسوز ، مانند دو نیمه ی خرما که به هم متصل باشند، مادر مهربانی نسبت به فرزند خردسال اش ، پناه امت در گرفتاری های هولناک است .

نیز ابو ربیع شامی می گوید : به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم : حدیثی از عمر بن اسحاق به من رسیده است . فرمود : عرضه بدار . گفتم : عمرو ، پیش امیر المومنین علیه السلام رفت و آن حضرت در چهره ی او زردی مشاهده کرد. حضرت فرمود : این زردی چیست ؟ گفت : به مرضی مبتلا بودم . پس حضرت علی علیه السلام به ایشان فرمود :

: انا لنفرح لفرحکم ونحزن لحزنکم و نمرض لمرضکم و ندعو لکم فتدعون فنؤمن ... فقال ابو عبدالله (علیه السلام) : صدق عمرو39

همانا ، ما ، در شادی شما شادیم و در غم واندوه شما اندوه ناک و در مریض شما ، مریض می شویم و برای شما دعا می کنیم . پس شما دعا کنید و ما آمین می گوییم ... پس امام صادق (علیه السلام) فرمود : عمرو، راست گفت

نظیر این جریان را رمیله از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می کند40 .

نیز امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) در توقیعی به شیخ مفید (ره) می فرماید :

... انا غیر مهملین لمراعتاتکم ، و لاناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم اللاواء و اصطلمکم الاعداء41

همانا ،‌ما سرپرستی شما را وا نگذاشته ایم (شما را مراعات و مواظبت می کنیم ) و فراموش تان نمی کنیم ، اگر جز این بود ، گرفتاری ها ، شما را از پای می انداخت و دشمنان ، شما را از بین می بردند...

امثال این احادیث بسیار است . ائمه ی طاهر ، علیهم السلام مایه ی رحمت اند و مقتضی رحمت آنان برداشتن موانع از سر راه است . مقابله ی قاطع با ظالمان ومخالفان حاکمیت اسلام ، یکی از مصادیق رافت و رحمت امام به مومنان است . با توجه به این که شرایط ویژه ی هنگام ظهور طوری است که جایی را برای کوچک ترین اغماض و مدارا با معاندان نمی گذارد ، قاطعیت امام و یاران مقتدر و شهادت طلب آن حضرت در رویارویی با دشمنان و ایجاد رعب و وحشت در میان آنان ، هر مخالف ستم پیشه ای را به تسلیم وا می دارد و آنان ، چنان مرعوب می شوند که بعضا ، خلع سلاح شده و قدرت رویارویی را ندارند ، و بدین ترتیب دامنه برخورد نظامی و خون ریزی ، تقلیل می یابد و به حداقل می رسد. از طرفی ، زمینه گناه نیز از میان می رود ، چون امنیتی برای طاغیان و عاصیان نخواهد بود.

بنابراین اکثریت مردم، مظلوم و ستمدیده و طالب خیر و صلاح و از کسانی خواهند بود که امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) آنان را مورد لطف قرارمیدهد و تنها گروهی اندک مقاومت نشان می دهند. و این جا است که در چنین شرایطی ، صلح و تقیه ، و رحمت و رافت با این گونه افراد و گروه های و خطوط ، معنا ندارد و چاره ای جز شمشیر و اعمال قوه ی قهریه و قضاوت های داودی و سلیمانی که در ان نیازی به شهادت شاهدی ندارد42 نیست.

پس اشخاص و گروه هایی مورد نقمت واقع می شوند که می خواهندمانع پیشرفت و به اصطلاح سد راه و صد عن السبیل هستند. این جا است که طبق روایت وای به حال کسی که مانع حرکت حضرت بشود

بعضی از آنان ، قوم و نژاد خاصی اند و برخی پیرو دیدن دیگرند و گروه ها و فرقه هایی به ظاهر مسلمان ولی منافق صفت و یا مقدسان کج اندیش خواهند بود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) با هر یک ، به شیوه ی خاصی برخورد خواهند داشت . با نقل روایاتی ، این موارد را بازگو کنیم .

1- قوم عرب
در روایاتی که از قوم عرب صحبت به میان آمده است ، شاید منظور ، اهل مکه و قبیله ای قریش و مخصوصاً بنی امیه و بنی عباس وبنی شیبه و یا حکومت های عربی دست نشانده باشد .

اینان، با اهل بیت ، (علیهم السلام ) ، مشکل داشتند و عمده ترین سبب آن ، جنگ بدر است .

در تاریخ نقل شده که درمکه ، بیست و پنج قبیله متحد شدند و علیه پامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مسلمانان جنگ بدر را ترتیب دادند . واقدی ـ که از علمای عامه است ـ در کتاب خود ، هنگامی که مقتولان جنگ بدر را ذکر می کند ، می گوید : همه‌ی قبائل ، کشته داشتند . در میان آنان ، تعدادی را حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام ) به قتل رسانده بود .

لذا آنان ، کینه ی شدیدی از امام علی و اهل بیت ، (علیهم السلام ) داشتند .

از طرفی ، حکومت های بعد از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مردم را علیه امام علی (علیه السلام ) تحریض و تحریک می کردند و موقعی که معاویه و بنی امیه ، جبهه ی ائتلاف مخالفان را تشکیل دادند، همه ی طوایف و قبایل مذکور ، اطراف محور بغض و کینه و انتقام جمع شدند . در طول تاریخ ، بیش ترین مخالفت ها با اهل بیت ، (علیهم السلام ) از ناحیه ی این گروه های انحرافی و نژاد پرست بوده است . در حالی که خود ، مناقب اهل بیت ( علیهم السلام ) را می دانستند .

بنابر این ، عمده ترین عوامل ضدیت قریش را با اهل بیت ، ( علیهم السلام ) در دو امر می توان بیان داشت :

امام علی ، (علیه السلام ) ، تعدادی از آنان را در جنگ ها کشته بود ، لذا آنان کینه به دل داشتند43 .
ای رؤسای حکومت پس از پیامبر اکرم ، (صلی الله علیه و آله و سلم ) با طرح مسائل فرعی عاطفی مبنی بر این که علی ( علیه السلام ) اجداد آنان را کشته است ، مردم را علیه آن حضرت تحریض و تحریک می کردند .
اینک به احادیثی در مورد قریش و اهل مکه در چهار بند اشاره می کنیم :

الف ) اهل مکه و دشمنی با اهل بیت ، (علیهم السلام )

ابوبصیر گوید : امام باقر، ( علیه السلام ) در ضمن حدیث مفصل و طولانی فرمود :

یقول القائم ، (علیه السلام )، لا صحابه : یا قوم ! ان اهل مکه لا یریدوننی و لکنی مرسل الیهم لاحتج علیهم بما ینبغی لمثلی آن یحتج علیهم . فیدعو رجلا من اصحابه فیقول له : امض الی اهل مکه : فقل یا اهل مکه ، انا رسول فلان الیکم و هو یقول لکم : انا اهل بیت الرحمه ، و معدن الرساله و الخلاقه . و نحن ذریه محمد و سلاله النبیین و انا قد ظلمنا و اضطهدنا و قهرنا و ابتزمنا حقنا قبض نبینا الی یومنا هذا فنحن نستنصرکم فانصرونا . فاذا تکلم هذا الفتی بهذا الکلام اتوا الیه فذبحوه بین الرکن والمقام، و هی النفس الزکیه . فاذا بلغ ذالک الامام ، قال لاصحابه : الا اخبرتکم ان اهل مکه لا یریدوننا ...44 .

حضرت قائم به اصحاب خود می گوید : ای قوم ! همانا ، اهل مکه ، مرا نمی خواهند و لکن خدا مرا به سوی ایشان فرستاده به جهت این که برایشان حجت باشم به نوعی که به مثل من سزاوار است آن چنان اتمام حجت کند . پس مردمی از اصحاب خود را می طلبد و به او می فرماید : به نزد اهل بیت رحمت ومعدن رسالت و خلافت ام و ماییم ذریه ی محمد ، (صلی الله‌علیه و آله و سلم ) و سلاله ونسل پاک پیغمبران و همانا ما مظلوم شدیم و مقهور گردیدیم ، و از وقتی که پیغمبر ما رحلت فرمود تا این روز ، حق ما را رگفته اند و غضب کرده اند و ما از شما یاری می طلبیم پس ما را یاری کنید . همین که آن جوان این سخن را می گوید او نفس زکیه است . پس هنگامی که این خبر به آن حضرت می رسد به یاران خود می فرماید : ایا من به شما خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی خواهند ؟ ...

ب ) برنامه ی نو و ناسازگاری عرب

ابوبصیر ، رد ضمن حدیث طولانی از امام باقر (علیه السلام )، روایت می کند که آن حضرت فرمود :

... اذا خرج یقوم بامر جدید وکتاب جدید و سنه جدیده و قضاء جدید ، علی العرب شدید و لیس شانه الا القتل ، لا یستبقی احداً ، و لا تاخذه فی الله لومه لائم ...45

حضرت مهدی (عج ) با برنامه ای نو ، سنتی جدید ، وقضاوتی تازه ، قیام می کند . بر عرب ها روزگار بسیار سختی خواهد بود . شایسته ی شأن وموقعیت او ، جز کشتن دشمنان نیست و در اجرای امرالهی ، سرزنش هیچ ملامت کننده ای او را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

واضح است محور این روایت عرب است و آنان را مورد فشار قرار می دهد ، وچنانچه اشاره شد ، منظور حکومتهای دست نشانده عرب و یا قریش و بنی امیه و ... می باشند .

ج ) آغاز قیام و نخستین پایگاه دشمن

حدیث 1- ابو بصیر گوید : امام صادق (علیه السلام ) ،فرمود :

... یجرد السیف علی عاتقه ثمانیه أشهر یقتل هرجاً ، فأول ما یبداً ببنی شیبه ، فیقطع أیدیهم و یعلقها فی الکعبه ، وینادی منادیه : هولاء سراق الله ، ثم یتناول قریشاً فلا یاخذ منها الا السیف ولا یعطیها الا السیف و لا یخرج القائم ، (علیه السلام ) ، حتی یقرا کتابان : کتاب بالبصره ، و کتاب بالکوفه بالبرائه من علی (علیه السلام ).46

هشت ماه ، شمشیر برهنه بر دوش دارد و به شدت و پی در پی می کشد . پس نخستین مرحله‌ی شروع اش ، قبیله ی بنی شیبه (پرده داران کعبه ) است که دست های آنان را قطع و آن را در کعبه می آویزد و منادی آن حضرت ندا می دهد و اعلام می کند : اینان ، دزدانی هستند که از خدا دزدی میکردند . سپس به قریش می پردازد وبا ایشان جز با شمشیر برخورد نمی کند و به ایشان جز شمیشیر نمیدهد . ( یعنی فقط زبان سلاح و زور را می فهمند )و قائم ( علیه السلام ) قیام نمی کند تا این که دو کتاب مبنی بر بیزاری از امام علی ( علیه السلام ) ، خوانده می شود : فرمانی در بصره وفرمانی در کوفه .

البته ، سند روایت ، مورد نظر و تامل است ؛ چون ، در سند ، یونس بن کلیب است و او مجهول است .

نیز ، ابن ابی حمزه ، مورد تأمل و بحث است .

حدیث 2- سدیر صیرفی . از مردی از اهل جزیره نقل می کند که او کنیزی را برای خانه ی خدا نذر کرده بود . او را به مکه آورد و به ملاقات حجبه و پرده داران رفت و آنان را نسبت به نذرش مطلع ساخت . برای هر کس از آنان ، موضوع را بیان می کرد . او می گفت : کنیز را برای من بیاور که خدا نذرت را می پذیرد . هر کدام از پرده داران خانه ی خدا توقع داشت که کنیز را به او بدهد .

پس وحشت شدیدی از این مضوع بر او راه می یابد ماجرا را به یکی از یاران اش که اهل مکه بود می گوید او می گوید آیا از من می پذیری ؟ عرض می کند : آری . او می گوید : نگاه کن ! به مردی که روبه روی حجر الاسود نشسته ومردم دور او هستند . و او ، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (علیهم السلام ) است . به پیش او برو و ایشان را از این ماجرا‌آگاه کن و ببین به تو چه می گوید به همان عمل کن .

وی می گوید ، به نزد او رفتم و عرضهداشتم : خدا تو را رحمت کند ! از اهل جزیره هستم همراه من. کنیزی است که او را به خانه ی خدا نذر کرده ام و موضوع را به هر کدام از پرده داران گفتم . در پاسخ گفتند : کنیزت رانزد من بیاور تا خدا نذرت را قبول کند . و از این واقعه وحشتی شدید به من دست داده است . حضرت فرمود : ای بنده ی خدا ! همانا، خانه ، نه چیزی می خورد و نه می آشامد . پس کنیز خود را بفروش و در میان همشهریان ات که به زیارت این خانه امده اند . جست وجو کن وبنگر هر کدام از ایشان که ار خرجی خود عاجز و درمانده شده است . آن مبلغ را به او بده تا بتواند به شهر خود برگردد. او نیز همان کار را می کند هر یک از پرده داران که به او می رسند . حضرت را مردی دروغگو وناآگاه می‌شمارند!

او ، گفته ی آنان را به امام باقر (علیه السلام ) عرض می کند . آن حضرت می فرماید : تو ، سخن آنان را به من گفتی ، آیا از من نیز به آنان می گویی ؟ عرض می کند : آری . پس حضرت می فرماید : به ایشان بگو . ابوجعفر به شما پیغام داد، چه گونه خواهید بود اگردست ها و پاهایتان بریده شود و در کعبه آویخته گردد . سپس به شما گفته شود . فریاد کنید که مادزدان کعبه هستیم .

هنگامی که می خواهد برخیزد . حضرت می فرماید :البته من ، آن کار را انجام نمی دهم . بلکه آن را مردی که ازمن است ، انجام خواهد داد .47

د) اهل مکه و جانشین امام

همان طوری که در بند الف همین بخش ذکر شد ، اهل مکه ، نه تنها فرستاده ی امام را به قتل می رسانند ، بلکه جانشین آن حضرت را نیز شهید خواهند کرد . ابوخالد کابلی ازامام باقر (علیه السلام ) نقل کرده که آن حضرت فرمود :

یبایع القائم بمکه علی کتاب الله و سنه رسوله ، و یستعمل علی مکه ، ثم یسیر نحو المدینه فیبلغه ان عامله قتل ، فیرجع الیهم فیقتل المقاتله و لا یزی<


غریو آسمانى
نداى آسمانى از روشنترین علامتها براى ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ و حرکت جهان شمول اوست.
واقعیّت این است که رخداد پرشکوهى چون ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ پیش از رخ دادن یک اعلام جهانى آنهم در روشنترین معنا و مفهوم مى طلبد و از آنجا که این حرکت جهانى بوده و براى تمام جهان بشریت است مى بایست همه در یک زمان از نزدیک شدن و قریب الوقوع بودن آن باخبر شوند از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است که یسمعه کل قوم بألسنتهم هر قومى به زبان خود آنرا مى شنود.
حال بجاست که به برخى احادیث در این باره اشاره کنیم:
از مجموع روایات چنین بدست مى آید که این فریادها متعدد است اولین ندا در ماه رجب و دوم در ماه رمضان و سوم در ماه محرم شنیده مى شود. امام رضا ـ علیه السلام ـ فرموده اند:
ینادون فی رجب ثلاثة أصوات من السماء صوتاً منها: ألا لعنة اللّه على الظالمین والصوت الثانی: ازفت الآزفة یا معشر المؤمنین . . . والصوت یرى بدن فی قرن الشمس یقول: انّ اللّه بعث فلاناً فاسمعوا له وأطیعوا([25]).
مردم در ماه رجب سه فریاد از آسمان خواهند شنید نخست آنکه: همانا لعنت خدا بر ظالمان. فریاد دوم: اى مؤمنان! قیامت فرا رسید. و فریاد دیگر اینکه در کنار قرص خورشید بدنى را مشاهده مى کنند که فریاد مى زند: خداوند فلانى ( امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ ) را برانگیخته است به فرمانش گوش فرا دهید و بر اطاعتش گردن نهید.
امّا پیرامون ندایى که در ماه رمضان در شب بیست و سوم توسط جبرئیل در آسمان طنین مى افکند این است.
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:
ینادی مناد من السماء . . . باسم القائم ـ علیه السلام ـ فیسمع مَن بالمشرق ومَن بالمغرب، لا یبقى راقدٌ إلاّ استیقظ، ولا قائم إلاّ قعد ولا قاعِد إلاّ قام على رِجْلَیه، فَزَعاً مِن ذلک الصوت، فرحم اللّه من اعتبر بذلک الصوت فأجاب فإنَّ الصوت الأول هو صوت جبرئیل الروح الأمین.
ثمّ قال ـ علیه السلام ـ : الصوت فی شهر رمضان، فی لیلة جمعة، لیلة ثلاث وعشرین، فلا تشکّوا فی ذلک واسمعوا وأطیعوا.
وفی آخر النهار، صوت الملعون إبلیس، ینادی: ألا! إنّ فلاناً قُتل مظلوماً. لیشکّک النّاس ویفتنهم، فکم فی ذلک الیوم مِن شاکّ مُتحیّر قد هوى فی النّار.
فإذا سمعتم الصوت فی شهر رمضان، فلا تشکُّوا فیه، إنّه صوت جبرئیل وعلامة ذلک أنّه ینادی باسم القائم وإسم أبیه حتّى تسمعه العذراء فی خِدرها، فتحرّض أباها وأخاها على الخروج.ثمّ قال ـ علیه السلام ـ : لابدّ مِن هذین الصورتین قبل خروج القائم ـ علیه السلام ـ .([26])
نداکننده اى از آسمان بنام قائم آل محمّد ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلم ـ ندا مى دهد و همه کسانى که در شرق و غرب عالم هستند مى شنوند، خفته اى نمى ماند جز اینکه بیدار مى گردد و ایستاده اى جز اینکه مى نشیند و نشسته اى جز اینکه وحشت زده بپا مى خیزد.
پس درود خدا بر کسانى که از آن نداى آسمانى پند و اندرز گیرند چرا که نداگر اوّل جبرئیل است و ندا، نداى اوست.
آنگاه فرمود: این ندا، در ماه مبارک رمضان، شب جمعه و در شب 23 ماه خواهد بود از اینرو در آن تردید نکنید، آن را بشنوید و اطاعت کنید. و در پایان روز نداى ابلیس طنین مى افکند که مى گوید: بهوش باشید که فلانى مظلوم کشته شده. تا بدینوسیله بذر تردید بیافشاند و مردم را به فتنه افکند و آن روز، تردیدکنندگان حیرت زده اى که به آتش دوزخ سقوط کنند، بسیارند.بنابراین، هنگامى که نداى آسمانى را در ماه رمضان شنیدید، در آن تردید نکنید چرا که نداى فرشته ى امین است و علامت آن این است که بنام قائم ـ علیه السلام ـ و پدر گرانقدرش ندا مى دهد، ندایى که دوشیزگان در سراپرده ى خویش آن را مى شنوند و پدران و برادران خویش را براى حرکت از خانه و پیوستن به امام مهدى ـ علیه السلامـ تشویق مى نمایند.و امّا ندایى که در ماه محرّم به گوش مى رسد و آن ماهى است که حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ از مکّه خروج مى کنند و روز اوّل قیام آن حضرت است که جبرئیل بر صخره اى از بیت المقدس فرود مى آید (در آن هنگام که سفیانى مشغول بدترین جنایات خود در ملأ عام است) و ندا مى دهد:

یا عباد اللّه! اسمعوا ما أقول انّ هذا مهدی آل محمّد خارج من أرض مکّة فأجیبوه([27]).
اى بندگان خدا! آنچه مى گویم بشنوید این مهدى آل محمّد است که از مکّه ظهور کرده او را پاسخ گویید و فرمانش را اطاعت کنید.
 

وقوع جنگ هاى بزرگ
انبوهى از احادیث با صراحت از نابودى مردم در اثر گرسنگى و قحطى و بیمارى و قتل و کشتار خبر مى دهند. آیا این به معناى جنگ جهانى است که میلیونها انسان را در هم مى کوبد و یا چیز دیگرى است. آنچه از روایات استفاده مى شود اینکه جنگهاى ویرانگرى واقع خواهد شد.
از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ آورده اند که فرمود:
لا یخرج المهدی حتّى یقتل ثلث ویموت ثلث ویبقى ثلث([28]).
و نیز از آن حضرت آورده اند که فرمود:
بین یدی المهدی موت أحمر وموت أبیض . . . فأمّا الموت الأحمر: فالسیف وأمّا الموت الأبیض: فالطاعون([29]).
قبل از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفید خواهد بود . . . مرگ سرخ جنگ و خونریزى است و مرگ سفید طاعون است.
بنابراین بسیارى در اثر جنگ و خونریزى از بین مى روند.
 

حوادث طبیعى
پیرامون رخدادهاى طبیعى که پیش از ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ روى مى دهد، روایات بسیارى در دست است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم:
 

تهاجم ملخها:
بین یدی المهدی موت أحمر وموت أبیض وجراد فی حینه وجراد فی غیر حینه أحمر کالدم . . .([30]).
پیش از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفید و حمله ملخها در هنگام و نابهنگام که چون خون قرمزند خواهد بود.
 

طاعون:
فأمّا الموت الأحمر فالسیف وأمّا الموت الأبیض فالطاعون([31]).
مرگ سرخ کشته شدن به شمشیر و مرگ سفید طاعون است.
 

زلزله:
در حدیثى آمده است که سال ظهور سال پیدایش زلزله ها و سرماى شدید است.
عن أمیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ قال: رجفة تکون بالشام یهلک فیها أکثر من مائة ألف، یجعلها اللّه رحمة للمؤمنین وعذاباً على الکافرین([32]).
از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ نقل شده است: زمین لرزه اى در شام رخ خواهد داد که بیش از صد هزار نفر کشته مى شوند و آن را خداوند رحمت براى مؤمنان و عذاب براى کافران قرار داده است.
 

مسجد شدن قبرستانها:
یکى دیگر از نشانه هایى که براى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ به صورت کلى مطرح شده است، تبدیل گورستانها به مسجد است در این باره به حدیثى از رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ توجه نمایید:
در حدیث معراج آمده است:
یا محمّد از جمله عطاهایى که بر تو مرحمت فرمودیم آن که آشکار خواهم کرد از نسل تو یازده امام که همه ایشان از نسل دختر تو فاطمه اند و آخرین ایشان مردیست که عیسى بن مریم در عقب سر او نماز خواهد خواند و پر مى کند زمین را از عدل و داد بعد از آنکه از ظلم و جور لبریز شود.
آنگاه رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ به درگاه الهى عرضه داشت:
در چه زمانى خواهد بود.
جواب فرمود:
یا محمّد هنگامى که علم از بین رود و ظاهر شود جهل و کشتار بسیار گردد و کم شوند علماء و فقهاء حقیقى و بسیار شوند شاعران و امّت تو گورستانها را مسجد سازند([33]).
 

سیلاب رود فرات:
یکى از نزدیک ترین نشانه هاى ظهور مهدى آل محمد ـ علیهم السلام ـ جارى شدن سیلاب فرات در شهر کوفه است.
عن أبی عبداللّه ـ علیه السلام ـ : سنة الفتح ینشق الفرات حتّى یدخل ازقة الکوفة([34]).
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: در سال ظهور آب فرات طغیان کرده به گونه اى که وارد کوچه هاى تنگ کوفه مى شود.
قال ابن عباس: یا أمیرالمؤمنین ما اقترب الحوادث الدالّة على ظهوره؟ فدمعت عیناه وقال: إذا فتق بثق فی الفرات فبلغ ازقة الکوفة فلیتهیأ شیعتنا للقاء القائم([35]).
ابن عباس مى گوید: به امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ عرض کردم: نزدیک ترین حادثه که حکایت از ظهور خواهد داشت چیست؟ پس آنگاه چشمانش اشک آلود شد و فرمود: هرگاه شکافى بر کنار رود فرات ایجاد شود و به کوچه هاى کوفه رسد، آنگاه شیعیان ما آماده ملاقات قائم باشند.
 

نزول بارانهاى پیاپى:
هر انسان با ایمانى در این واقعیّت، ذرّه اى تردید به خود راه نمى دهد که قطرات باران به اراده و خواست و طبق قانون خدا بر زمین فرو مى بارد و این فرمان فرماى هستى است که قوانین طبیعى را چنین تدوین نموده است:
(وهو الذی أرسل الرّیاح بشراً بین یدی رحمته وأنزلنا من السماء ماءً طهورا)([36]).
او کسى است که بادها را بشارت دهندگان از رحمت خویش مى فرستد و ما از آسمان آب پاک نازل مى کنیم.
لکن این قوانین در واکنش به کردارهاى ناهنجار چهره اى دیگر به خود گرفته و به فرمان خداوند در صدد تنبیه برمىآیند. از آن جمله تغییر در نطام بارش و وزش هاست. که در آخرالزمان دستخوش تحولاتى مىشوند. که در روایات بدان اشاره شده است؛ ما نیز برخى از آنها اشاره مىکنیم:
یکى از نشانه هاى ساعة (ظهور امام زمان ارواحنا فداه) آن است که باران گرم مىبارد([37])
بیاید بر مردم زمانى که آسمان ببارد و زمین نروید([38])
برپا نشودساعة (ظهور) تا ببارد بر مردم بارانی که خانه هاى گلى باقى نماند و گل خانه هاى موئین شسته شود ـ چادرهاى صحرائیان ـ ([39])

البته تذکر این نکته ضرورى است که منظور از ساعة زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه است که در روایات بدان تصریح شده است.
 

پیدایش مدعیان پیامبرى و امامت
اعتقاد به نبوت و امامت در جامعه ى مسلمین همیشه به عنوان یک عقیده ى راسخ از زمان پیامبر و امامان نور ـ علیهم السلام ـ مطرح بوده است و آنقدر معروف و مشهور بوده که کسى از مسلمانان هیچ گاه جرأت انکار آن را نداشته است به خاطر استوارى این واقعیت عقیدتى و دینى در جامعه ى اسلامى بود که در تاریخ اسلام، از یک سو با شخصیتهایى روبرو مى شویم که طرفداران افراطى آنان براى پیشرفت دنیوى و سیاست خویش، آنان را به عنوان مهدى نجات بخش یا پیغمبر خدا مطرح ساخته اند و از دگر سوى با عناصرى آشنا مى شویم که بر اثر انگیزه هاى جاه طلبانه و خیال قدرت و شهرت، به دروغ ادّعاى مهدویّت و نبوّت نموده اند شمار این افراد با توجه به آمارها به بیش از 50 نفر رسیده است که بیشتر آنها ادّعاى مهدویّت داشته اند و گفته اند مائیم همان مهدى موعود که قرآن نوید آمدنش را مى دهد و چون اکثر آنان ادّعاى مهدویّت و امامت داشته اند ما در این زمینه سخن مى گوئیم کسانى که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند به اعتبارى بر سه گروه قابل تقسیم اند.

1 ـ کسانى که دیگران بر اساس انگیزه هاى خاص آنان را مهدى نجات بخش خواندند مانند محمّد حنفیّه فرزند امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ و زید فرزند امام سجّاد ـ علیه السلام ـ و محمّد بن عبداللّه محض فرزند امام سجاد ـ علیه السلام ـ .
2 ـ کسانى که با انگیزه هاى جاه طلبى و قدرت خواهى چنین ادّعایى نموده اند و این گروه بسیارند از جمله ى آنها، مهدى عبّاسى فرزند منصور دوانیقى است.
3 ـ کسانى که طبق نقشه ى استعمار و به اشاره ى بیدادگران، به چنین ترفندى دست یازیدند و بى شرمانه خود را مهدى نجات بخش معرفى کردند از جمله ى آنها بنیانگذار بهائیّت، على محمّد باب را مى توان نام برد.
 

تفاوتهاى علایم ظهور و شرایط ظهور امام زمان (عج)
شرایط ظهور با علایم ظهور داراى تفاوتهایى است که عبارتند از: وابستگى ظهور به شرایط، یک نوع وابستگى واقعى است، ولى وابستگى به نشانه ها و علایم از جهت کشف و اعلام است، نه به عنوان یک امر واقعى و ارتباط حقیقى.
علایم ظهور عبارتند از چندین رویداد و حادثه است که گاهى نیز به ظهور پراکنده پدید آمده و تنها ارتباط واقعى در بین آنهاو ظهور تحقق همه آنها پیش از ظهور مى باشد، اما شرایط ظهور به اعتبار برنامه ریزى طولانى الهى با ظهور ارتباط واقعى داشته و سبب پیدایش آن مى باشند.
نشانه ها لزومى ندارد حتماً در یک زمان با یکدیگر واقع شوند  بلکه یک نشانه در یک زمان پدید مى آید و پایان مى پذیرد. البته گاهى هم به طور تصادفى در یک زمان چندین نشانه با هم پدید مى آیند  اما شرایط باید با یکدیگر مرتبط باشند و در آخر کار موجب ظهور شوند و بتدریج ایجاد شده و آنچه وجود مى یابد استمرار داشته و از بین نرود.
تمامى علامات پیش از ظهور پدید آمده و از بین مى رود لیکن شرایط به طور کامل به وجود نمى آید، مگر نزدیک ظهور و یا هنگام وقوع آن و ممکن نیست که از بین بروند، علایم ظهور را مى توان شناسایى کرد و مى توانیم بفهمیم کدام یک از آنها موجود شده و کدامیک هنوز موجود نگشته است اما به شرایط نمى توان کاملا و در یک زمان پیش از ظهور دست یافت ویا آنهارا حاصل کرد  زیرا برخى از آن شرایط وجود تعداد کافى از افراد آزموده و با اخلاص در سطح جهان بوده و بررسى درست و شناسایى آن براى اشخاص عادى امکان پذیر نیست.

 
 


--------------------------------------------------------------------------------
1]. بداء به معناى آن است که خداوند تدبیرى بر خلاف تدبیر ظاهرى دیگرى را به جریان آورد که البته این بحث از مباحث پیچیده کلامى است که مى بایست به کتب معتبر و استادان فرزانه این رشته مراجعه کرد.
[2]. بحارالانوار،ج 52 ، ص 250.
[3]. غیبت نعمانى، ص 161.
[4]. کمال الدین، ج 2، ص 651 .
[5]. غیبت نعمانى ، ص 302.
[6]. غیبت نعمانى ،ص 253.
[7]. غیبت نعمانى، ص 164.
[8]. الزام الناصب ، ج 2 ص 197.
[9]. الزام الناصب، ج 2، ص 180.
[10]. بعید به ذهن نمى رسید که این تعبیر کنایه از بزرگان حکومتى بوده که در سایه دین بر مردم در آن دوران حکومت مى کنند چنانچه بنى عباس نیز چنین بودند.
[11]. بحارالانوار، ج 52، ص 186.
[12]. معجم ملاحم و فتن، ج 3، ص 25 و 26.
[13]. الزام الناصب، ج 2، ص 180 (با اندکى تصرّف).
[14]. بحارالانوار، ج 52، ص 388.
[15]. ملاحم ابن طاوس، ص 77 عقد الدرر، ص 128، باب 5.
[16]. ارشاد شیخ مفید، ص 339 بحارالانوار، ج 52، ص 210.
[17]. الزام الناصب، ص 67.
[18]. بحارالانوار: 52 / 237.
[19]. دلائل الامامة: 235.
[20]. غیبت نعمانى: 271.
[21]. کمال الدین: 655 بحارالانوار: 52 / 207 منتخب الانوار: 178 العدد القویه: 66.
[22]. کافی ،ج1 ص338
[23]. بحارالانوار: 52 / 307.
[24]. بحارالانوار، ج 52، ص 203 کمال الدین، ج 2، ص 649.
[25]. غیبت طوسى، ص 439 بحار الانوار ، ج 52، ص 289.
[26]. غیبت نعمانی ،ص 254
[27]. غیبت نعمانى، ص 254، باب 14، روایت 13 عقد الدرر، ص 105 بحارالانوار، ج 52، ص 230.
[28]. عقد الدرر، ص 65 ؛ غیبت طوسی ، ص 267.
[29]. غیبت طوسى ، ص 438.
[30]. عقد الدرر، ص 65.
[31]. غیبت طوسى، ص 438.
[32]. غیبت نعمانى، ص305.
[33]. کفایة الموحدین ، ج 3 ، ص 847.
[34]. اثبات الهداة، ج 3، ص 733.
[35]. معجم ملاحم و فتن، ج 3، ص 170 صراط مستقیم، ج 2 ص 258.
[36]. سوره ی فرقان، 48.
[37]. کنز العمال، 14 ، ص 224 و 241
[38]. کنز العمال ، 14 ، ص 243
[39]. بحار الانوار ، 52، 212، غیبت طوسى ، 269 و کشف الغمة، 2،




نفس زکیّه لقب فردى از دودمان رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلم ـ است وى پس از ظهور و قبل از قیام حضرت بقیّة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ مظلومانه به شهادت مى رسد. در روایات از او به غلام تعبیر شده که شاید حکایت از نوجوان یا جوان بودن وى دارد. نفس زکیّه نیز او را نامیده اند زیرا بدون هیچ جرمى، تنها به خاطر رساندن پیام شفاهى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به مردم مکه کشته مى شود.
از حضرت باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است:
قائم به یاران خود مى فرماید: مکّه طالب من نیستند لکن من نزد آنان کسى را خواهم فرستاد تا با ایشان احتجاج کند . . . آنگاه یکى از یاران خود را مى طلبد و به وى مى فرماید: نزد مردم مکه برو و به ایشان بگو! . . . من پیام آور ـ مهدى ـ نزد شمایم. او مى گوید: ما خاندان رحمت و مرکز رسالت و خلافتیم. ما دودمان محمّد و فرزند پیامبران هستیم. همانا ـ در طول زمان ـ بر ما ظلمها روا شده و ما را پایمال کرده و بر ما قهر نموده اند و حق ما را از زمان رحلت پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ تا حال به ستم گرفته اند. ما اینک شما را به یارى مى طلبیم! ما را یارى کنید!چون این جوان پیام را مى رساند او را گرفته و بین رکن و مقام سر مى برند و او نفس زکیه است([23]).
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
ولیس بین قیام قائم آل محمّد وبین قتل النفس الزکیّة إلاّ خمس عشرة لیلة([24]).
بین قیام قائم آل محمّد و شهادت نفس زکیه جز 15 شب فاصله نیست.




در روایات فراوانى آمده است که امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ظهور مى کنند و زمین را از عدل و داد لبریز مى سازد بعد از آنکه زمین از ظلم و جور پر شده است. مرحوم کلینى این مضمون را این گونه روایت مى کند.
هو المهدی الذی یملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلما.([22])
او مهدى ست که زمین را از عدل و داد لبریز ساخته پس از آنکه از ظلم و ستم مالامال شود.
و روایات به این تعبیر از سنّى و شیعه بسیار نقل شده است. لیکن علامت بودن این نشانه از حتمى است ولى وقوعش حتمى نیست. یعنى اگر زمین از ظلم و جور لبریز شد آن هنگام بى تردید زمان ظهور منجى عالم بشریت حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ است ولیکن اینطور نیست که حتماً این شرائط مى بایست تحقق یابد چرا که ممکن است در یک زمانى همه ى انسانها با هم یکدل شده و همه یکصدا از خداوند آن حضرت را طلب نمایند که طبق روایات در این صورت غیبت پایان یافته و خداوند امام ـ ارواحنا فداه ـ را براى هدایت انسانها ظاهر مى کند بدون اینکه ظلم و جور زمین را پر سازد.




امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرموده اند:
بعد از برگشت مغرورانه و مستانه ى سفیانى به شام، او در نقطه اى براى نوشیدن شراب و ارتکاب گناه و معصیت مى نشیند و یاران و پیروان خویش را نیز به انجام گناه و جنایت فرمان مى دهد. از مجلس گناه بر مى خیزد و در حالیکه در دست سلاحى دارد دستور زنا مى دهد و به یارانش مى گوید با زنان مرتکب فحشا گردند، آنگاه شکم زنان را پاره کنند و کودکان را از رحمها بیرون مى کشند و آنها مرتکب چنین شقاوتها مى گردند و هیچ کس توان باز داشتن آنان را از این پلیدیها در خود نمى بیند. اینجاست که فرشتگان، پریشان حال مى شوند و خدا فرمان ظهور قائم آل محمّد را که از نسل من مى باشد، صادر مى کند بى درنگ خبر ظهور او در سراسر گیتى پخش مى گردد و جبرئیل در آن هنگام بر فراز صخره اى در بیت المقدس فرود مى آید و خطاب به جهانیان مى گوید:
جاء الحقّ وزهق الباطل انّ الباطل کان زهوقا.
حق فرا رسید و باطل از میان رخت بربست. همانا باطل همیشه نابود است.
یا عباد اللّه! اسمعوا ما أقول: انّ هذا مهدیّ آل محمّد خارج من أرض مکّة فأجیبوه([13]).
اى بندگان خدا! گوش فرا دهید آنچه را که مى گویم: این مهدى آل محمّد است که از سرزمین مکّه خروج کرده او را اجابت کنید.




مقارن با گسیل سپاه بسوى عراق، سفیانى سپاهى عظیم بسوى سرزمین حجاز یعنى مکّه گسیل مى دارد سپاه او به مدینه وارد شده و سه شبانه روز آن را غارت مى کند پس از آن بسوى مکّه روى آورده تا به بیابانى مى رسند، خداوند جبرئیل را بسوى آنان مى فرستد و دستور مى دهد که برود و آنان را نابود سازد و جبرئیل با پاى خود ضربتى بر آن زمین فرود مى آورد و زمین به فرمان خدا همه آنان را مى بلعد و جز دو نفر کسى باقى نمى ماند.
این دو برادرند که به نامهاى بشیر و نذیر معرفى شده اند و جبرئیل به صورت آنها سیلى مى زند بگونه اى که صورتهاى آنها به عقب بر مى گرددو به همان حال مى ماند و به نذیر مى گوید: تو برو به دمشق و سفیانى را به ظهور مهدى ـ ارواحنا فداه ـ انذار کن و به او بگو که خدا سپاه اش را در بیداء هلاک کرد. و به بشیر مى گوید: برو بسوى مهدى ـ ارواحنا فداه ـ در مکه و او را بهلاک ظالمین بشارت بده و بر دست او توبه کن که او توبه تو را مى پذیرد. و او خدمت حضرت مى آید حضرت دستان مبارک خود را بصورت او مى کشد و دوباره به حال اول باز مى گردد و با او بیعت مى کند و در رکاب آنحضرت مى ما
ند([12]).




وقتى سفیانى با پیروزیهاى متعدد در دمشق مستقر شد سپاهى را بسوى عراق گسیل مى دارد آنها وارد سرزمین بابل که همان شهر نفرین شده ى بغداد است، فرود مى آیند و بیش از سه هزار نفر را مى کشد و بیش از صد زن را به زور تصاحب و هتک حرمت مى کنند و سیصد نفر از چهره هاى مهمّ بنى عبّاس([10])را نابود مى سازد و بعد از آن به کوفه سرازیر مى شوند و خانه هاى اطراف آن را تخریب مى کنند و پس از آن سپاه بسوى شام باز مى گردد امّا در بین راه پرچم نجات و هدایتى در کوفه به اهتزاز در مى آید و در راه به آنها مى رسد و ضمن پیکار شدیدى همه را نابود مى سازد بگونه اى که یک نفر از سپاه سفیانى باقى نمى ماند تا خبر شکست لشکر را به سفیانى باز گوید([11]).
 




نشانه ى خروج سفیانى، پدیدار شدن سه پرچم و شعلهور شدن آتش جنگ بین آنهاست. پرچمى از سوى غرب حرکت کرده و وارد مصر مى شود و در آنجا دست به جنایات بسیارى مى زند و پرچمى از بحرین از جزیره ى (اُوال) از منطقه ى فارس به اهتزاز در مى آید. و پرچمى دیگر نیز از شام.
این ماجرا یک سال ادامه خواهد یافت و پس از آن مردى از فرزندان عبّاس خروج مى کند و اهل عراق مى گویند: گروه پابرهنگان یا بیدادگران و صاحبان نظرهاى گوناگون آمدند. اهل شام و فلسطین دچار ترس و واهمه مى گردند و بسوى سردمداران شام و مصر روى مى آورند و به آنان گفته مى شود: شما بروید و پسر فرمانروا (یعنى سفیانى) را بخواهید و او را به یارى طلبید. آنان سفیانى را دعوت مى کنند و او با خواست آنان موافقت مى نماید و در نقطه اى از دمشق بنام حرستا فرود مى آید و دایى ها و وابستگان فکرى خویش را در آنجا جمع مى نماید. در بیابان خشک که منطقه اى در دمشق است، گروههاى متعددى طرفدار دارد که به او مى پیوندند. سفیانى دعوت آنان را اجابت مى کند و روز جمعه به همراه همه ى آنان در دمشق به مسجد مى رود و براى نخستین بار بر فراز منبر رفته و در نخستین منبر آنان را دعوت به جهاد مى کند و آنان نیز با شنیدن سخنانش با او بیعت مى کنند.
سپس به نقطه اى بنام غوطه مى رود و همه ى مردم بر گرد او اجتماع مى کنند و اینجاست که سفیانى در رأس گروههایى از مردم شام خروج مى کند و سه گروه با یکدیگر درگیر مى شوند.
1 ـ پرچم از ترک و عجم که سیاهرنگ است.
2 ـ پرچم زرد رنگ که پرچم فرزند عباس است.
3 ـ پرچمى از سفیانى و سپاه او.
در نقطه اى بنام بطن ارزق پیکار سختى در میان آنان رخ مى دهد و شصت هزار کشته بر زمین مى ماند و سفیانى پیروز مى شود و مردم بسیارى را قتل عام مى کند و سرزمین و مراکز قبایل را تصرف کرده و در میان آنان نخست عادلانه رفتار مى کند به گونه اى که مى گویند: هر آنچه از بیدادگرى سفیانى به ما گزارش شده بى اساس است . . .
به هر حال مدتى کوتاه با آنان خوشرفتارى مى کند و سپس نخستین حرکت خود بسوى حمص را آغاز مى کند و از آنجا به دروازه ى مصر مى رسد و در نقطه اى که قریه سبا نام دارد رخداد عظیم و پیکار سهمگین خواهد داشت که خبر آن همه جا منتشر مى گردد و دلها ـ از خشونت و شقاوت او ـ لبریز از ترس و دلهره مى گردد و شهرها یکى پس از دیگرى در مقابل او سقوط مى کند و سپس مستانه و مغرور به دمشق باز مى گردد([9]).




 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران