درباره وبلاگ


این وبلاگ برای آگاهی اندشه جوانان نسبت به این زمانه است که دجال آخر الزمان چه چیزی است یا چه کسی است. قابل توجه خوانندگان عزیز این وبلاگ حقیر من این مطالب را گلچین وتعدادی را از سایت های جامع برداشته ام ومطالبی را از خود نوشته ام امیدوارم از این وبلاگ راضی باشید.
آخرین مطالب
پيوندها

تا ظهور
برای آگاهی جوانان این مرز و بوم




مقصود از شرایط ظهور، همان شرایطى است که تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد این شرایط را چنین دانست.
 

شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه کاملى که عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مکانى پیاده کرد و براى انسانیت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمین کننده سعادت دنیوى و اخروى انسان باشد. روشن است که بدون چنین برنامه و نقشه جامعى، عدالت کاملا متحقق نخواهد شد.
شرط دوم: وجود رهبر و پیشواى شایسته و بزرگ که شایستگى رهبرى همه جانبه آن روز را داشته باشد.
شرط سوم: وجود یاران همکار و همفکر و پاسدار در رکاب آن رهبر واحد براى پیاده کردن جهانى آن اهداف بلند. ویژگیهایى را که این افراد مى بایست واجد باشند، در همین شرط نهفته است زیرا این افراد باید داراى خصوصیات معینى باشند تابتوانند آن کار مهم را انجام دهند و گرنه هر گونه پشتیبانى کفایت نمى کند .
شرط چهارم: وجود توده هاى مردمى که در سطح کافى از فرهنگ و شعور اجتماعى و روحیه فداکارى باشند. تا در نخستین مرحله موعود گروه هاى اولیه پیروان حضرت مهدى (عج) را تشکیل دهند زیرا آن افراد با اخلاص درجه یک که شرط سوم با وجود آنها محقق مى شود، گروه پیشرو جبهه جهانى هستند .
لازم به ذکر است که شرایط چهار گانه فوق مربوط به پیاده کردن عدالت خالص در روز موعود است ولى چنانچه نسبت به شرایط ظهور بسنجیم، یکى از آنهاکه وجود رهبر باشد، کم مى شود. و سه شرط دیگر باقى مى ماند  زیرا معنى ظهور آن است که فرد آماده قیام در آن روز وجود دارد که مى خواهد ظاهر شود و با گفتن این کلمه شرط دوم را ضمنى پذیرفته ایم و خواه ناخواه سه شرط بیشتر باقى نمى ماند .




چهارشنبه 29 آذر 1391
:: 21:00 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

دعا پشتِ دعا برای آمدنت / گناه پشتِ گناه برای نیامدنت

دل درگیر ، میان این دو انتخاب / کدام آخر ؟ آمدنت یا نیامدنت ؟

 

بنویس که هرچه نامه دادم نرسید / بنویس که یک نفر به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد / این جمعه که هرچه ایستادم نرسید . . .

 

 

امشب به جنون کشیده میلم برگرد

ای جاری ندبه در کمیلم برگرد

بی تو شب تاریک مرا نوری نیست

برگرد ستاره ی سهیلم برگرد . . .

.

.

.

مـا معتقدیم عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهـارده آیه نور / سوگند به زخمهای سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر میگردد / مهـدی به میان شیعه بـر میگردد . . .

.

.

.

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم

تا دست کشی بر سر سودا زده من

(یا صاحب الزمان)

.

.

.

بوی عطر یاس دارد جمعه ها / وعده دیدار دارد جمعه ها

جمعه ها بر عاشقان ایینه است / وعده گاه عاشقان ادینه است

جمعه ها دل یاد دلبر می کند / نغمه یا بن الحسن سر می کند . .

.

.

.

می نویسم که شب تار، سحر می گردد / یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد

این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو / چشمی دگر بده ، که تماشا کنم تو را  . . .

یا صاحب الزمان ادرکنی

.

.

.

بیا که لحظه لحظه ام انتظار می شود

دلم برای دیدنت بی قرار می شود

تمام هستی ام شده اسیر عشق پاک تو

بی تو هر لحظه دلم جریحه دار می شود . . .

.

.

.

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن / آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد . . .

أین معز الأولیاء و مذل الأعداء

.

.

.

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

الهم عجل اولیک الفرج

.

.

.

ما منتظران لحظه دیداریم

از عطر گل محمدی سرشاریم

این حرمت و عزّت و سر افرازی را

از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم

.

.

.

یک روز ز کوی اسمان می آید

بر اسب سپید کهکشان می آید

از بس که زمین ز بیداد پر است

با تیغ علی(ع) صاحب زمان(عج) می آید

.

.

.

شنیدستم سلیمانی ز یک مور

قبول تحفه کرد ای مهدی نور

من آن مور ضعیف و ناتوانم

که جانم را برایت هدیه دارم




چهارشنبه 29 آذر 1391
:: 20:57 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

 از آن هنگام، که آدم بر زمین آمد و سر بر خاک غم آورد و از درد فراق جنّت و فردوس بس نالید و اشک افشاند؛ من هم ذرّه ای بودم که از فرط فراغت ناله سر دادم.

در آن وقتی که قابیل ستمگر، تیغ بر هابیل پاک افکند و او را کشت؛ برای دیدن عدل تو ای عادل شمار لحظه ها آغاز کردم.

چون به غرس نخلها پرداخت نوح پاک طینت، چشم من دنبال کشتی نجاتت در افق های نه چندان دور غرق جستجو گردید.

در آن وقتی که ابراهیم تبر را با تمام قدرتش بر هر نشان شرک می کوبید؛ با هر ضربه اش از یک قفس آزاد گشتم، بال گستردم، چشیدم طعم آزادی. همان جا از دل و جان آرزو کردم که از زندان غیبت زودتر آزاد گردی.

در همان وقتی که عیسی مرده ای را زندگی بخشید، دلم پرواز کرد و رفت تا آنجا که دیدم؛ تو چگونه مردگان را زنده می سازی.

چون که موسی در مصاف ساحران افکند چوب دستیاش را؛ در افق دیدم که شمشیرت چه سان برچید ملک ظالمین را.

محمّد خاتم پیغمبران وقتی که قرآن را تلاوت کرد "نرید اَنَّ مُنَّ" را نوید دولتت دیدم.

صدای ناله ی زهرای اطهر چون فضای مهبط وحی خدا پر کرد و دست حیدر کرّار برای حفظ دین، تسلیم بند دشمنان گردید به گوش دل شنیدم، دست های انتقامت اذن پیدا کرد تا دادش از آن بیدادگرها در ظهور خویش بستانی.

علی مرتضی "فزت و رب الکعبه" را چون گفت تیغ ذوالفقارش برق خود بلعید؛ در نیام خویشتن خوابید تا چون قبضه اش گیری شَرر بارد به جان دشمنان حق.

چون سبط اکبر مجتبّی نوشید آب کوزه مسموم را؛ از عمق آب کوزه ها من خود شنیدم این ندا:

مهدی بیا! مهدی بیا!

تیغی که در دست ستم، می ریخت ثارالله را؛ فریاد می کرد: ای خدا کی منتقم خواهد رسید؟ کی ظلم گردد ناپدید؟ کشتند دیوان خسروان. ظلمت سرا شد این جهان. امان از آن کسانی که گل نرگس نمی خواهند. گل نرگس لطافت دارد و پاکی؛ ولی آنها به دست و پای او زنجیر می بندند و مدّت های طولانی به زندانش می اندازند. گهی بر خوشه انگور، زهر مرگ می ریزند؛ نمی دانند که آن انگور هم، محو تماشای نگاه گرم نرگس هاست.

 و اکنون هم، و اکنون هم، برای من، برای ما، فقط یک شاخه نرگس به جا مانده و بویش از وَرای سالها و قرن های دور مشام جانمان را محو خود کرده است و او مهدی است.

نگاهم را، به قلب آسمان زرد افکندم. دلم بی تاب و چشمان شبم بی خواب. گل نرگس نمی بینم و گلدان های خالی را درون خانه می چینم. ندارد بی گل نرگس صفا گلدان؛ ولی دارد نشان از دوری و حرمان. دل ما از همان آغاز خلقت، منتظر بوده است.

 نمی دانیم آیا باغبانِ دل، دل ما را پر از آلاله خواهد کرد؟

نمی دانیم آیا تا زمان بازگشتش، شمع های جان ما پُر تاب خواهد سوخت؟

ولی هر سال قلب ما به وقت نیمه شعبان تپش های دگر دارد و با امید، نگاهش را به سمت درب خانه می نشاند و در تک ضربه هایش ناله امید می جوشد.

اگر چه سینه ها لبریز فریاد است و روح و جان ما، آلوده از ظلم است و بیداد؛ ولی دست دعامان رو به سمت آسمان رفته و روز جمعه دلهامان به سمت کعبه می چرخد؛ به این امید که قبل از رفتن خورشید از دروازه های شب، طلوع دیگری جان جهان را آذرین سازد.

 خداوندا! ببین دستان ما خالی است. ببین دل های ما در انتظار عشق می سوزد.

تو را سوگند! بر یکتا گل نرگس، همین امسال را پایان وقت انتظار ما مقدّر کن. جهان را عطر آگین، با دم خورشید خاور کن.

خداوندا! اگر خواهی که روح ما از این اجساد بستانی؛ تو را سوگند، بر مردی، که میدانی ظهورش آرزوی آخرین ماست؛ به وقت مرگ او را بر سر بالین ما بفرست. به نزد قلب های ساکت و غمگین ما بفرست. اجازَت ده که ما دستش به جان گیریم و بر این سینه بیمار بگذاریم و دست دیگرش را روی چشم خسته و تب دار بگذاریم. با او از تمام لحظه های منتظر بودن، سخن گوییم. ز رنج ظلم های رفته بر این جان و تن گوییم و گرد کفش هایش را به اشک چشم برگیریم. نگاه واپسین را بر رخ ماهش بیندازیم؛ سپس عزم سفر گیریم.

 بیا مهدی! بیا مهدی! که درد انتظار تو، فروغ دیده ها را کشت و آتش در درون سینه ها افروخت؛ از آن آتش، پر پروانه دل سوخت؛ سپس در اشک شمع عمر مدفون شد.

بیا مهدی! بیا مهدی! که تا پروانه جان گیرد؛ دو بال پر توان گیرد؛ کند پرواز را آغاز شود؛ محو نیاز و راز.

[بیا مهدی! که دلهامان دگر تاب و تحمّل را ز کف داده است (2)

[بیا، جان را فدا کردن برای یک نگاه تو، برای شیعیان راستین منتظَر، ساده است...] (2)




چهارشنبه 29 آذر 1391
:: 20:53 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی
سه‌شنبه 28 آذر 1391
:: 22:56 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

قسمت اول (مقدمه) (حدود ۳۰ مگابایت)

قسمت دوم (سندی از قرآن) (حدود ۲۷ مگابایت)

قسمت سوم (کنترل ذهن – گفته های جرج کارلین) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهارم (کنترل ذهن کودکان) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت پنجم (نشانه های ظهور دجال) (حدود ۴۳ مگابایت)

قسمت ششم (انرژی معماری) (حدود ۴۰ مگابایت)

قسمت هفتم (مبارزه برای انرژی انسان) (حدود ۴۹ مگابایت)

قسمت هشتم (فراعنه امروز) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت نهم (مدارک تکان دهنده از فراعنه) (حدود ۳۳ مگابایت)

قسمت دهم (هاشم فیلم) (حدود ۴۵ مگابایت)

قسمت یازدهم (نظم دنیوی جهانی) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت دوازدهم

قسمت سیزدهم

قسمت چهاردهم

قسمت پانزدهم (هالیوود) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت شانزدهم (هالیوود و ارض موعود) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت هفدهم (رسانه و اسلام) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت هجدهم (جنگ به خاطر ترور) (حدود ۳۶ مگابایت)

قسمت نوزدهم (ریاکاری دموکراسی) (حدود ۴۶ مگابایت)

قسمت بیستم (پدیده “اشیاء پرنده ناشناخته” – ۱) (حدود ۴۷ مگابایت)

سمت بیست و یکم (پدیده “اشیاء پرنده ناشناخته” – ۲) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و دوم (در ادامه چه چیزی ارائه می شود؟) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و سوم (فرهنگ رایج شیطانی ما) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و چهارم (ماتریالیسم و جنگ درون) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و پنجم (آزادی جدا شده) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و ششم (دجال ضد مسیح اینجاست – ۱) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و هفتم (دجال ضد مسیح اینجاست – ۲) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و هشتم (چرا شیطان پرستی توسط رهبران انجام می شود؟ – ۱) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت بیست و نهم  (چرا شیطان پرستی توسط رهبران انجام می شود؟ – ۲) (حدود ۴۶ مگابایت)

قسمت سی ام (حقیقت در مورد خدایان) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و یکم (زمین شطرنجی و خدایان) (حدود ۴۴ مگابایت)

قسمت سی و دوم  (فریب بزرگ) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و سوم  (با ارزش ترین حقیقت) (حدود ۳۸ مگابایت)

قسمت سی و چهارم  (انتخاب با شماست) (حدود ۴۳ مگابایت)

قسمت سی و پنجم  (تحریف دین) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و ششم  (معبد سلیمان) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و هفتم  ((داستان عیسی (ع) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و هشتم  (خدای خورشید) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت سی و نهم  (داستان اسلام) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهلم  (حقیقت در مورد دوازده امام (آل پیامبر)) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و یکم  (اعتقادات مشترک) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و دوم  (دودمان ها) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و سوم  (نگهبانان دروازه) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و چهارم  (رمزنمایی ۱۱-۹) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و پنجم  (اهمیت کعبه) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و ششم  (کعبه و مناسک ۱۱-۹) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و هفتم  (انسان کامل) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و هشتم  (انسان آزاد) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت چهل و نهم  (ظهور مهدی (ع)) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت پنجاه  (ظهور دجال) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت پنجاه و یکم  (ظهور عیسی (ع)) (حدود ۴۷ مگابایت)

قسمت پنجاه و دوم  (پایان) (حدود ۴۰ مگابایت)




سه‌شنبه 28 آذر 1391
:: 22:54 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

نام : همنام پیامبر(ص)

مقب های معروف : مهدی موعود ، امام عصر ، صاحب الزمان ، بقیته الله ، حجت ، قائم(ع) و ....

پدر و مادر : امام حسن عسگری(ع) و نرجس خاتون (ع)

وقت و محل تولد : 15 شعبان ، سال 255 هجری قمری ، سامرا




سه‌شنبه 28 آذر 1391
:: 22:44 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

تاريخچه دجال به قبل از اسلام برمي‌گردد در كتاب انجيل نام دجال نيز به ميان آمده است از آيات انجيل استفاده مي‌شود كه دجال به معناي دروغگو و گمراه كننده است و چنين استفاده مي‌شود كه داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بين نصاري شايع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[2] در اسلام نيز سخن از دجال به ميان آمده است و رواياتي در اين موضوع از فريقين (سني وشيعه) وارد شده است، كه روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است كه در منابع شيعه موجود مي‌باشد و اكثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت مي‌باشد.




دوشنبه 27 آذر 1391
:: 21:44 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

دَجَل به معناي روكش نمودن يك شئ است كه باطن آن كم‌ارزش باشد ولي روي‌ آن را  زرق و برق داده يا طلاكاري كنند بنابراين وقتي دجال را براي كسي بكار مي‌برند يعني‌ آن شخص منافق، دروغگو و فريبنده است[1] البته معاني متعددي كه گاه به ده معنا مي‌رسد براي اين واژه ذكر شده است، كه به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره شد.او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد .




دوشنبه 27 آذر 1391
:: 21:43 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی

شخصی از اهالی مدائن می گوید :

با یکی از دوستانم که به حج رفته بودیم در عرفات نشسته بودیم . جوانی هم نزدیک ما نشسته بود که به نظر نمی آمد مسافر باشد . در همین حال نیازمندی نزد ما آمد تا کمکی به او بکنیم . ما چیزی به او ندادیم و ردش کردیم. شخص نیازمند نا امید از ما به آن جوان مراجعه کرد. دیدیم آن مرد جوان از روی زمین چیزی برداشت و به او داد و مرد فقیر بسیار در حق او دعا کرد . جوان هم برخاست و دیگر او را  ندیدیم.

نزد مرد فقیر رفتیم و از او پرسیدیم:

مگر آن جوان چه چیزی به تو داد که اینهمه او را دعا کردی؟

مرد فقیر یک سنگریزه ای به ما نشان داد که طلا بود . با مشاهده ان به رفیقم گفتم :

ای وای بر ما امام ومولای ما نزد ما بود و ما نفهمیدیم . چون با اعجاز حضرت این سنگریزه طلا شده است . با عجله رفتیم و همه جای عرفات را جستجو کردیم ، اما توفیق زیارت حضرت نصیبمان نشد . از چند نفر از مردم مکه و مدینه که آن وقت کنار ایشان نشسته بودند پرسیدم :

این شخص چه کسی بود؟

گفتند:

جوانی است علوی که هر سال با پای پیاده به حج می آید.

 

 

 




دوشنبه 27 آذر 1391
:: 21:37 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی
براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .
براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند.
علائم حتمی برای ظهور :
1.    خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد.
2.    خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می­کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می­کند.
3.    صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده می­شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.
4.    قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که : مهدی ظهور نمی­کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود.
5.    ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است .
براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و يک چشمي که و ‏از اصل خلقت يک چشم ندارد به طورى كه ‏گودى حدقه‏اش نيست و ادعاي خدائي ميکند ،چشم چپش در وسط پيشاني او قرار دارد،متولد شده در میان قوم يهود ازجمله ترسیم شده است.
در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردي چاق و سرخ روي است ( در برخي منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگي هيکل هيچ انساني از ابتداي خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهايش مجعد است،پايش لنگ است، داراي قدرتهاي فوق بشري و جادوئي است به نحوي که تصور ميشود مرده را زنده ميکند و در قحطي مردم را طعام ميدهد.
هفتاد هزار ترک ، يهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، باديه نشين و زن از او پيروي مي کنند به هرخرابه اي برسد مي گويد گنج هايت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمي شود.
طول حکومتش چهل روز است و در اين مدت همه را به کفر ميکشد
براي نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رويت وي خواندن سوره حمد و خانه نشيني و توکل بر خدا توصيه شده است
اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.
اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید.



دوشنبه 27 آذر 1391
:: 21:04 ::  نويسنده : حمید رضا زارعی
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران